مشاوره،اجراء و نظارت -----ISSR,SSQR,ISO9001,IATF16949
چرا وبلاگ بنویسیم وچگونه بهتر بنویسیم؟
تاریخ : پنج‌شنبه 13 فروردین 1394
نویسنده : rmzirn


Post Image

وبلاگ نمونه کامل جامعه ای آزاد است که کمبودش را به شدت احساس می کنیم وبلاگ نویسان در ایران جامعه بزرگی را تشکیل می دهند. در اینکه الان وبلاگ نویسان چقدر در تاثیرگذارند حرفی نیست. بارها دیده ایم خبرگزاری یا سایتی از وبلاگی نقل می کند یا حتی برای آمارگیری به وبلاگ ها مراجعه می کنند تا مثلا ببینند جامعه وبلاگ نویسان ایرانی درباره فلان موضوع چه نظری دارد. اصلا وبلاگ نویس ها تبدیل شده اند به بخشی مهم از افکار عمومی.

به نقل از وبلاگ یک فنجان فضای سایبر:

مطمئنا هنر زیبا و اصیل مخاطب خود را پیدا می‌کند و شکی هم نیست که نویسنده‌ی یک وبلاگ نباید برای جلب مخاطب، خودش را به در و دیوار بزند؛‌ اما هر چیز زیبایی را تا جایی که ممکن است باید به همه نشان داد هیچ هنری کامل نیست؛ هیچ هنری همه‌ی تکنیک‌های تاثیرگذاری را ندارد. وبلاگ‌نویسی هم! وبلاگ‌نویسی را اگر یک هنر بدانیم، باید قبول کنیم که برای موفق شدنش چاره‌ای ندارد جز کمک گرفتن از کارکردهای دیگر هنرها و دیگر علوم.شاید بتوان گفت یکی از آن دانسته‌هایی که می‌تواند وبلاگ‌نویسی را رشد دهد، ژورنالیسم باشد.شاید که نه! حتما همین‌ گونه است. وبلاگ‌نویسی از یک نگاه،ژورنالیسم ناقص است.بگذاریدجوردیگری بگویم.

وبلاگ نویسی فرصتی است برای«شدن»خواسته هاو مکنونات ذهنی و قلبی بخشی ازکارکردهای موثروبلاگ‌نویسی بدون کمک گرفتن ازژورنالیسم،هیچگاه به بار نمی‌نشیند.ژورنالیسم هم مانند بسیاری از علوم انسانی، نتیجه‌ی آزمون و خطاهای چند ساله‌ی روزنامه‌نگاران و محققان این دانش است؛ البته ژورنالیسم و وبلاگ‌نویسی دو هنر و مجموعه‌هایی مستقل از تکنیک‌های مختلف هستند؛ اما باید دید کدام یک از تکنیک‌های هر کدام را می‌توان برای جلو بردن دیگری و تاثیرگذار کردن بیشتر آن به كار برد.یکی از کمک‌های اساسی که اصول ژورنالیسم می‌تواند به وبلاگ‌نویسی بکند،‌ راه‌ها و ملاک‌های به دست آوردن یک تیتر مناسب برای نوشته‌ها است. گرچه تیترزنی در ژورنالیسم خود یک دانش مستقل و گسترده است و حتی برخی از نویسندگان و محققان حوزه‌ی ژورنالیسم معتقدند نیازی نیست هر ژورنالیستی اصول تیترزنی را بداند.اما چاره‌ای نیست. ما برای وبلاگ‌نویسی‌مان نیازی به دانستن اصول تیترزنی تخصصی یا داشتن دانش آکادمیک ژورنالیستی یا تجربه‌ی این‌چنینی نداریم؛‌ و اصلا قرار نیست برای وبلاگ‌نویسی‌مان هم نیازمند کار ژورنالیستی باشیم؛ اما این هم نمی‌شود که از این چیزها سر در نیاوریم.

اگه جز اون دسته افراد هستین که به کسانی که وبلاگ می نویسن میگین ، خب که چی ؟ مثلآوبلاگ می نویسی که چی بشه ؟ از دید من داری وقت هدر میدی . و یا اینکه خودتون بلاگر هستین و با چنین سوالاتی مواجه میشین چه پاسخی به این پرسش میدین ؟اصولآ وبلاگ نویسی رو میشه در دو دسته جای داد کسانی که به صورت حرفه ای و با دغدغه های خاص بلاگ می نویسن و یا کسانی که به صورت آماتور و به صورت پراکنده وبلاگ می نویسن که خود این دو دسته هم شامل دسته های دیگه ای میشه که بیشتر پیرامون نوع مطلب دور خواهد زد اینکه فقط روزمرگی ها رو به نگارش در میاری و یا اینکه محتوای خاص تولید می کنی .به شخصه معتقد هستم نوشتن به زبان پارسی نیاز امروز وب ایرانی هست ، وبی که در آن زبان پارسی ، زبانی برای جستجو محسوب می شود ، آیا به نظر شما مطالب ، مقالات ، ایده های نو به صورت کافی در وب وجود دارد (منظور به زبان شیرین پارسی) . پاسخ هر چه باشد مطمئنآ قاطعیت ندارد.

من نویسنده‌ به دنیا نیامده‌ام. در دانشگاه هم، ریاضی خوانده‌ام و به‌خاطر همین مجبور نبودم زیاد مقاله بنویسم. بیشتر چیزهایی که درباره‌ی نوشتن می‌دانم همان‌هایی هستند که در شغل‌های مرتبط با فن‌آوری اطلاعات به‌دست آورده‌ام. در شغلم یاد گرفتم که اگر نتوانم ایده‌هایم را منتقل کنم، دچار مشکل جدی خواهم شد؛ این درسی است که برای آن هزینه‌ی زیادی پرداخته‌ام.بنابراین در این‌جا از تجربه‌هایم در وبلاگ‌نویسی می‌گویم:

1. نوشتن با یک سبک شخصی
نوشته‌های شما باید خواننده را با خودش درگیر کند، وگرنه هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌خواند. شما نباید مثل سخنگوی یک شرکت بنویسید. برای همین است که خیلی از وبلاگ‌های رسمی شرکت‌ها، خشک و کسل‌کننده هستند.طوری بنویسید که انگار دارید برای یک دوست می‌نویسید. بعد اگر دیدید متن‌تان بیش از حد صمیمانه و خودمانی شده، می‌توانید کمی اصلاحش کنید. این‌کار ساده‌تر از این است که بخواهید یک متن خشک و رسمی را خودمانی‌تر کنید.

2. با لحن فعال بنویسید
همین نکته‌ به تنهایی می‌تواند نوشته‌های شما را از «ضعیف» به «قوی» تبدیل کند.
جمله‌ای که با «لحن فعال» نوشته شده است، هم دارای «فاعل» است و هم «کاری» که فاعل انجام می‌دهد. برخلاف «لحن منفعل» که فقط درباره‌ی «کارهایی که روی چیزی انجام شده‌اند» صحبت می‌کند.
بگذارید با یک مثال این قضیه را روشن کنم:
لحن منفعل: طراحی وبلاگ من کلا عوض شده است.
لحن فعال: طراحی وبلاگم را کلا عوض کردم.
لحن فعال، خیلی قوی‌تر است. پست خودتان را قبل از ارسال بخوانید و هر جمله‌ای را که با لحنی منفعلانه نوشته شده است، با لحن فعال بازنویسی کنید.

3. از جمله‌ها و پاراگراف‌های کوتاه استفاده کنید
یک پاراگراف، بنا به تعریف، تشکیل شده از یک جمله‌ی معرفی، چند جمله‌ی شرح‌دهنده و یک جمله‌ی پایانی؛ ولی فراموش نکنید که این فرمول، همیشه برای وب جواب نمی‌دهد. این‌طوری پاراگراف‌های شما خیلی طولانی می‌شوند.من شخصا، وقتی نوشته‌ام تمام شد، نگاهی گذرا به پاراگراف‌ها می‌اندازم و اگر پاراگرافی به نظرم طولانی رسید، راهی پیدا می‌کنم که آن را به پارگراف‌های بیشتری تقسیم کنم. فقط باید جایی را توی پاراگراف پیدا کنید که بشود به‌طور منطقی آن را دو قسمت کنید.

پاراگراف در وب باید فقط دو یا سه جمله داشته باشد، یا چهار جمله‌ی کوتاه. این قانون به منطق ربطی ندارد. دلیلش فقط این است که پاراگراف‌های طولانی، خواننده را از خواندن وبلاگ فراری می‌دهد.به جمله‌ها هم نگاه کنید. اگر گاه‌گداری یک جمله‌ی بلند داشتید که باید حتما بلند باشد، اشکالی ندارد؛ اما اغلب، جمله‌های کوتاه بهترند، چون خواندنشان راحت‌تر است.این نکته ممکن است در نگاه اول کمی به نظرتان عجیب باشد. شاید اوایل حس کنید که جمله‌هایتان کوتاه و بریده‌بریده هستند و پارگراف‌ها نیمه‌تمام و ناقص شده‌اند؛ ولی باور کنید این‌ تاکتیک، نوشته‌ی شما را در وب بسیار خواناتر و جذاب‌تر می‌کند و این، آن چیزی است که اهمیت دارد.

4. رک و پوست‌کنده حرف بزنید
سعی نکنید با غیرمستقیم حرف‌زدن، خواننده‌ها را وادار به حدس‌زدن کنید. رک حرف بزنید. بگذارید حرفتان واضح باشد.مردم پست‌های وبلاگی را سریع می‌خوانند و متوجه ظرافت پنهان نوشته‌ی شما نخواهند شد. شاید حتی نتیجه‌ای که شما قصد داشتید از نوشته‌تان بگیرید،‌ نگیرند. بنابراین بهتر است ایده‌ی اصلی‌تان را رسما با وضوح کامل بیان کنید؛ نه اینکه فقط به آن اشاره‌ی مبهمی کنید.

5. نکات مهم را برجسته کنید
این نکته را به‌تدریج از نوشتن‌ ای‌میل‌های کاری‌ام یاد گرفتم. مردم گذری می‌خوانند. به‌سختی ممکن است کسی پیدا بشود که تک‌تک کلمه‌هایی که می‌نویسید را بخواند. بنابراین باید مطمئن باشید خواننده‌های شما، دست‌کم نکات مهم را می‌گیرند.برای این‌کار متناسب با پستی که می‌نویسد می‌توانید از روش‌های مختلفی استفاده کنید. مثلا می‌توانید از فهرست شماره‌دار استفاده کنید و نکته‌های مهم را لیست کنید، یا این‌که جمله‌های مهم را برجسته کنید، یا از رنگ یا تصویر برای تفکیک‌کردن قسمت‌های مهم‌تر استفاده کنید.خلاق باشید. مطمئن بشوید وقتی که برای اولین بار به پست‌تان نگاه می‌کنید، همه‌ی نکته‌های مهم درست جلوی چشمتان هستند.

6. مشخص و ویژه بنویسید
به‌جای اینکه بگویید: «تعداد بازدیدکننده‌های وبلاگم خیلی بالا رفت»، بهتر است بگویید: «تعداد بازدیدکننده‌های وبلاگم 84 درصد بالاتر رفت.»تکرار کلماتی مثل «خیلی»، «جالب»، «بامزه»، «معرکه» و ... معنای زیادی به متن اضافه نمی‌کند. سعی کنید آن «نکته‌ی مشخص و دقیقی» که موضوع مورد توصیف را «معرکه» می‌کند پیدا کنید و به‌جای استفاده از صفت «معرکه»، همان را ذکر کنید.

7. مثال بزنید
اگر دقت کرده باشید، من در همین نوشته، در بالا چند مثال زده‌ام. مثال‌ها موضوع را واضح‌تر می‌کنند و باعث می‌شوند که اثر ماندگارتری در ذهن‌ها پیدا کند. در واقع مثال‌ها، شما و خواننده‌های شما را هم‌نوا می‌کند.اما موقع به‌کاربردن مثال، باید احتیاط کنید. مثلا در همین نوشته، خیلی خوب بود اگر چند لینک نمونه از «پست‌هایی که ضعیف نوشته شده‌اند» را می‌آوردم. ولی خب، این‌کار باعث می‌شد کسانی که به آن‌ها لینک داده‌ام از من برنجند.

8. قسمت‌های بی‌ربط را حذف کنید

بی‌رحم باشید. اگر جایی از موضوع اصلی نوشته خارج شدید، حذفش کنید.هربار که از خط خارج ‌بشوید، نوشته‌تان آبکی می‌شود. مسلما شما دوست ندارید نوشته‌ی ضعیفی داشته باشید که تعداد زیادی ایده‌ی بی‌ربط دارد.می‌دانم که حذف ایده‌های جالب کار دشواری است؛ اما به‌جای اینکه آن‌ها را کاملا حذف کنید، در جایی ذخیره‌شان کنید و در پست‌های دیگر وبلاگتان ازشان استفاده کنید.

9. خودتان را جای خواننده بگذارید
وقتی یادداشت‌تان کامل شد، دوباره آن را بخوانید و خودتان را جای خواننده‌ای بگذارید که نوشته را برای بار اول می‌خواند. با خودتان فکر کنید خواننده‌ی شما چه جور آدمی ممکن است باشد، و بعد خودتان را به جای او فرض کنید.آیا همه‌ی نکته‌ها را به شیوه‌ای واضح و قابل فهم توضیح داده‌اید؟ آیا خواننده می‌تواند منطقی را که به کار برده‌اید، درک کند یا اینکه فضاهای خالی میان نوشته باید پر شوند تا ابهامش از بین برود؟آیا از اصطلاحات و حروف اختصاری‌ای که خواننده‌ها با آن آشنا نیستند، استفاده کرده‌اید؟آیا همه چیز عادی است؟ آیا روال منطقی درست دارد یا این‌که بعضی از پاراگراف‌ها باید جابه‌جا شوند؟

10. نافذ باشید، مثل یک فرمانده عمل کنید
اگر دوست دارید به شما به عنوان یک فرد تأثیرگذار و نافذ نگاه کنند این عبارت‌ها را به کار نبرید:‌ «به عقیده‌ی من»، «فکر می‌کنم»، «به نظر من»، «این‌طور به نظر می‌رسد که» و ...همه می‌دانند که نوشته‌های شما در وبلاگتان بیان عقیده‌های شماست، پس شجاع باشید و مالکیت عقیده‌تان را به عهده بگیرید و آن را با به‌کاربردن عبارت‌هایی مثل عبارت‌های بالا ضعیف نکنید. به‌کاربردن این اصطلاحات باعث می‌شود خواننده احساس کند برای بیان عقیده‌تان دارید معذرت‌خواهی می‌کنید!

11. نوشته‌ را قوی شروع کنید
عنوان نوشته، مهم‌ترین قسمت پست شماست. جمله‌ی اول پست هم مقام بعدی را از لحاظ اهمیت دارد.اگر همیشه این به خاطرتان باشد که جمله‌ی اول چقدر اهمیت دارد، آن‌قدر وسواس به خرج می‌دهید که یک جمله‌ی شروع عالی پیدا کنید.راه حلش هم این است که اول بنویسید و جلو بروید. جمله‌های اول ضعیف یا بی‌ربط هستند؛ اما خیلی زود روند نوشتن آن پست دست‌تان می‌آید.بعدا می‌توانید برگردید و جمله‌بندی‌ها را از اول اصلاح کنید. معمولا همین که اولین جمله‌های نسبتا ضعیف را حذف کنید، کافی است تا به قسمت قوی و جان‌دار نوشته‌تان برسید.شاید هم بعد از نوشتن متن، مجبور بشوید جمله‌های اول را بازنویسی کنید؛ اما این‌کار خیلی راحت‌تر است، چرا که قسمت‌های دیگر نوشته تمام شده است.

12. پایان قوی داشته باشید
هدف شما این است که در خواننده اثر ماندگاری بگذارید، بنابراین اجازه ندهید پست‌تان در پایان ضعیف بشود. برای پایان پست، شما به چیزی تکان‌دهنده و تأثیرگذار نیاز دارید. می‌توانید با یک جمله، نکته‌های مهم پست را جمع‌بندی کنید و روی آن‌ها تأکید کنید. یا اینکه از خواننده‌ها بخواهید کاری را انجام بدهند.بعضی وبلاگ‌نویس‌ها نوشته‌هایشان را با یک سؤال تمام می‌کنند. این استراتژی خوبی است؛ چرا که خواننده را به فکر کردن وادار می‌کند و تشویقش می‌کند که برای پاسخگویی به سؤال شما، کامنت بگذارد.

جمع بندی:

امروزه رسانه‌های اینترنتی و آنلاین به یکی از پر مخاطب‌ترین رسانه‌ها در دنیا تبدیل شده اند و برخی بر این باورند که این رسانه‌ها می‌توانند در آینده نزدیک رسانه‌های چاپی را از گردونه رقابت بیرون کنند، گرچه امروز اینطور به نظر می‌رسد که چنین اتفاقی کمی دور از دسترس باشد و رسانه‌های چاپی کماکان اثر گذاری خود را حفظ کرده اند. اما در میان رسانه‌های آنلاین وبلاگ‌ها که در سالیان گذشته بسیار اثر گذار و پر شور ظاهر شده بودند این روزها با فعالیت گسترده کاربران در شبکه‌های اجتماعی و به وجود آمدن سایت های بی‌شمار خبری، تحلیلی، اطلاع رسانی و … وبلاگ‌ها و وبلاگ نویسان دوران کم فروغی را پشت سر می‌گذارند.

اما با وجود این حجم از سایت‌های پر محتوا پس دیگر چه لزومی دارد که ما وبلاگ بنویسیم؟ از نظر من هدف اول سایت‌ها جذب مخاطبان بیشتر، اثرگذاری بیشتر و به دنبال آن درآمد بیشتر است و برای رسیدن به این هدف نیاز دارند تا مطالب بیشتر و مخاطب پسندانه‌تری نسبت به رقبایشان منتشر کنند و بدین منظور خیلی وقت ها ممکن است کیفیت را فدای کمیت کنند و برای مطالبی که قرار است منتشر کنند کم تر زمان بگذارند و گاه نیز ممکن است جهت گیری های خاصی به نفع جریان‌های خاص و یا شرکت‌های بزرگ داشته باشند که آنها را از نظر مالی تامین می‌کنند.از طرفی احساس می‌کنم یک وبلاگ نویس می‌تواند هدف اصلی اش درآمد بیشتر نباشد و یا اصلا هدفش درآمد نباشد و بیشتر می‌تواند برای دغدغه‌های شخصی‌اش بنویسد و از این رو برای هر یک از مطالبی که می‌نویسد زمان بیشتری نیز صرف می‌کند و درباره آنها بیشتر فکر و مطالعه می‌کند و خیلی وقت‌ها می‌تواند مسائلی را ببیند و درباره اش نظر بدهد که دیگران آنقدر که درگیر موضوعات روتین شده اند به آن توجه نمی‌کنند.

هیچ نویسنده بزرگی یک شبه نویسنده نشده است. سه ویژگی مهم یک نویسنده موفق عبارتند از علاقه و تعهد شخصی به نوشتن، نظم، و پشتکار. زمانی که تصمیم گرفتید بنویسید، شروع کنید به نوشتن. وقت زیادی برای آماده شدن هدر ندهید. تا زمانی که پیش نویس اولیه آماده نشده، نمی توانید نوشته خود را بهبود ببخشیدرای بهبود مهارتهای خود، نوشته هایتان را به چند نفر که بازخوردهای صادقانه ای به شما می دهند نشان دهید و از نظر آنها استفاده کنید. منابع مختلفی برای نوشتن استفاده کنید و تا جایی که می توانید مقاله بخوانید. خود را در موضوع غرق کنید و بعد شروع به نوشتن کنید. اگر ذهن تان قفل شد، ناراحت نشوید. کار دیگری انجام دهید (بیرون بروید، بخوابید، موسیقی گوش کنید…) و بعد از مدتی برگردید سر کارتان سبکهای مختلف نوشتن را بشناسید (با خواندن مقاله های مختلف) و نوع مقاله ای را که بهتر می توانید بنویسید شناسایی کنید. مخاطب مقاله خود را شناسایی کنید و در خور شان آنها بنویسید. راهنمای نویسندگان در هر ژورنالی به شما کمک می کند تا بدانید برای چه کسی مطلب می نویسید.اولین منتقد نوشته های خود باشید و تا جایی که می توانید اشکالات نوشته را از نظر محتوا و شکل پیدا کنید. البته طوری نشود که از نوشتن پشیمان شوید. پس منصف باشید!

 در نوشتن و قلم رمزورازهای بسیاری نهفته است و همین بس که قرآن کریم به قلم سوگند یاد می‌کند.وبلاگ می‌نویسم چون نمی‌توانم بی تفاوت باشم . نمی‌توانم دردها را نبینم. نمی‌توانم برای جامعه و برادران و خواهرانم اهمیتی قائل نباشم . بدون نگرانی از  هیچ چیزی ، بدانیم که بلاگ نوشتن خدمتی به خود و همچنین به دیگران هست و چه بسانسل جوان تر از خود هنگامی که در یک موتور جستجو به زبان مادری خود دنبال چیزی می گردد با در بسته مواجه نمی شود و این خود موجب سر زندگی او خواهد شد هنگامی که ببیند که هم زبانی چون او به موضوعی که در ذهن داشته فکر کرده و افکار خود را منتشر کرده .ناگفته پیدات هدف امروز برخی از از وبلاگ‌نویسان با هدفی که چند سال پیش بر اساس آن این کار را شروع کرده اند دچارتغییر و تحولاتی شده است، در ابتداشاید  انگیزه‌ی برخی از دوستان این بود که به عنوان یک روزنامه‌نگار، در ارتباطی زنده و مستقیم با مخاطبانشان، از بازتاب کارها و آثارشان مطلع شوند و حضور مطبوعاتی در فضای اجتماع مجازی را تجربه کنند.اما امروز، هدف آنان بسیار متفاوت شده و بعد از کسب تجربه در این وادی، با توجه به تاثیرگذاری عمیقی که احساس می‌کنند معادلات دنیای مجازی بر افکار عمومی مردم و اوضاع جامعه دارد، با انگیزه‌ی ساماندهی "جهاد مجازی" و محو کردن همه‌ی ریشه‌های فساد فرهنگی و عمل کردن به یک وظیفه‌ی ملی و دینی که ایستادگی در مقابل ناهنجاری‌ها و ضد ارزش‌هاست به کارشان ادامه می دهند.از سوی دیگر، حفظ کردن مظاهر فرهنگ، هنر و تمدن ایرانی اسلامی و معرفی بیش‌تر زوایای پنهان آن به مردم ایران و غیرایرانیان، مبارزه با پروپاگاندای سیاه‌نمایی شدید غرب درباره‌ی ایران و کشورهای اسلامی و به تصویر کشیدن چهره‌ی واقعی ایران عزیزمان وظیفه همه فعالین این عرصه مهم وحساس در فضای مجازی می باشد.

نظرات :




|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد ﷺ وَ آلِـ مُحَـمَّد ﷺ وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم ♥♥♥♥♥ به نام خدایی که ماهی کوچک قرمز را محتاج دریای بی کران آبی کرد... ♥♥♥♥♥ رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (80/اسراء) پروردگارا ! مرا در هر کاری به درستی وارد کن و به درستی خارج ساز واز جانب خود برایم حجتی یاری بخش پدید آور ! ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)*..... صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللَّهُمَّ صَلِّ علی ، علی بْنِ موسي الرِّضَا مرتضي الامام التَّقِيَّ النَّقِيَّ وَ حُجَّتِكَ علی مِنْ فَوْقِ الارض وَ مَنْ تَحْتِ الثري الصِّدِّيقُ الشَّهِيدُ صلاه كَثِيرُهُ تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كَأَفْضَلِ ماصليت عَلَيَّ أَحَدُ مِنْ اوليائک... پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ 09141050409

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران