با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید
به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين
وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد
و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
در دو مطلب قبلی از داده ها و اطلاعات گفتیم و در مطلب قبل توضیح دادیم که با تجزیه و تحلیل داده ها به اطلاعات دست می یابیم و بر مبنای اطلاعات مدیران سازمان قادر به تصمیم گیری صحیح خواهند بود. در این مطلب به تعریف دانش و مدیریت دانش می پردازیم.
همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید پس از اطلاعات به دانش می رسیم، اگر بتوانیم اطلاعات را بخوبی مورد بررسی قرار دهیم، می توانیم دانش را در سازمان ایجاد کنیم و از آن برای پیشبرد اهداف سازمان استفاده کنیم.
تعریف دانش چیست؟
دانش، اطلاعات سازمان یافته، تحلیل، یا تلخیص شده برای افزایش درک، آگاهی، یا تشخیص می باشد.
تعریف مدیریت دانش چیست؟
تعاریف مختلفی از مدیریت دانش وجود دارد که در این بین کارلس آرمسترانگ می گوید: مدیریت دانش فعالیتی است با این هدف، که در سازمان محیطی اجتماعی و فنی ایجاد کند تا در آن دانش تولید شده و با دیگران به اشتراک گذاشته می شود.
زمانی که اطلاعات را مورد بررسی قرار می دهیم به نتایج جالبی در سازمان دست می یابیم. نتایجی که خیلی اوقات از دید مدیران سازمان ها مخفی بوده و یا حتی به آنها فکر هم نمی شده، خیلی از این نتایج معمولاً از تجربه و اطلاعات افراد و کارکنان سازمان استخراج شده است و می تواند راهنمایی بسیار مناسب برای مابقی کارکنان سازمان باشد.
این نتایج باید در وهله اول دسته بندی شوند و مشخص شود که کدام یک از این دانش ها برای کدام واحد مناسب و کاربردی است و سپس نتایج به واحد های مختلف ارسال شود تا برنامه هایی برای بهبود یا پیشرفت مطابق واحد مربوطه و اهداف و شاخص های سازمان تهیه شود.
حال این اطلاعات تجزیه شده که نوعی دانش است به واحدها و پرسنل سازمان منتقل شده است و مهم تر از آن این است که این دانش نگهداری شود تا هرگاه فرد جدیدی وارد سازمان شد به این اطلاعات دسترسی داشته باشد. مطمئناً با یک برنامه ریزی و تهیه دستورالعمل هایی مناسب، می توان دانش را به راحتی به کارکنان جدید سازمان هم منتقل کرد.
توصیه دیگر این است که آموزش های بدو استخدام ترتیب داده شود و در این آموزش ها، دانش را به کارکنان جدید الورود منتقل کرد.
دانش و مدیریت دانش به سازمان ها کمک می کند، اطلاعات سازمان را به صورت یک دانش سازمانی به واحدها و افراد منتقل کند.
از مزایای دیگر مدیریت دانش (Knowledge Management) این است که می توان دانشی که به واسطه تجربه در ذهن افراد سازمان ذخیره شده است را خارج کند تا کارکنان سازمان بتوانند از این تجربه ها درس بگیرند.
گاهاً مشاهده می شود فردی سال ها در سازمان کار می کند و موارد مختلف اعم از شکست یا تجربه را در سازمان لمس می کند، اما همه این تجربه ها و دانسته ها در ذهنش باقی مانده و این فرد از سازمان می رود و فرد دیگری جایگزین او می شود، حال این فرد جدید باید همه موارد را از ابتدا تجربه کند.
با کمک مدیریت دانش تمام این تجربه ها مکتوب شده و آنچه که برای سازمان لازم و ضروری است به کارکنان دیگر و همچنین کارکنان جدید منتقل می شود.
خیلی از سازمان ها استراتژی و برنامه های کامل و مفصلی برای اجرای مدیریت دانش و استخراج دانسته ها و تجربه های کارکنان را اجرا می کنند تا بتوانند در کوتاه ترین زمان ممکن این دانش را بدست بیاورند و در زمان مورد نیاز در اختیار کسانی که به این دانش نیاز دارند قرار بدهند.
با فرآیند مدیریت دانش می توان اقداماتی را تعریف کرد که اطلاعات از ذهن افراد بر روی کاغذ پیاده شود تا برای همگان مورد استفاده قرار گیرد.
اگر بخواهیم حیطه های مختلفی که می توانیم از آنها، دانش را استخراج کنیم نام ببریم، می توان موارد زیر را بیان کرد.
1- دانش مشتری:
این دانش یکی از حیاتی ترین و مهمترین مواردی است که می توان در سازمان مورد استفاده قرار داد، چرا که مشتری ها بهترین افرادی هستند که می توانند ایرادهای ما و یا پیشنهادهایی برای بهبود محصولات و خدمات به ما بدهند.
2- دانش در فرآیندها:
در هر فرآیندی می توان دانشی را جستجو کرد که کمک می کند آن فرآیند بهتر و سریع تر کار کند.
3- دانش در محصولات:
راهکارهایی که بتوان محصولاتی بهتر و مشتری پسندتر تولید کرد.
4- دانش افراد:
آنچه در ذهن کارکنان سازمان وجود دارد.
5- حافظه سازمانی:
درس گرفتن از گذشته سازمان و اتفاق های خوب و بدی که برای سازمان می افتد.
البته دانش را می توان در موارد دیگر هم جستجو کرد که ما در بالا به همین 5 مورد بسنده کردیم. مطمئناً استفاده از تجزیه و تحلیل داده ها و تبدیل آنها به دانش سازمانی می تواند راهنمایی برای موفقیت و پیشرفت سازمانی باشد.
مدیریت دانش و اجزای آن
مدیریت دانش (Knowledge management) امروزه در میان صاحب نظران در تمامی سازمان ها دارای اعتبار و ارزش است. اما این مدیریت دانش از اجزا و ابعاد مختلفی تهیه می شود. امروزه با توجه به نیاز به دانش و مهارت در تمام عرصه های مختلف برای ایجاد رقابتی قوی با سازمان های مشابه، نیاز است تا کارمندان و فعالان به کسب مهارت در فرایند مدیریت دانش بپردازند.
برای این کار در ابتدا باید با مفهوم کلی دانش و مفاهیم موجود در این حوزه اشنا شوند. این مقاله به منظور اشنایی با مفاهیم کلی در شناخت مدیریت دانش، تهیه شده است.
مفهوم های اصلی و پایه در شناخت مدیریت دانش
داده ها: داده ها یکی از سه اصل مهم در حوزه مدیریت دانش هستند. این داده ها شامل یک سری از اعداد و ارقام، نمودار و ... هستند که بر اساس محاسبه، تجزیه تحلیل و بررسی به دست امده اند. به طور کلی داده ها یک سری از اطلاعات خام هستند که باید بر اساس انها تصمیم گیری های نهایی انجام شود.
اطلاعات: اطلاعات داده های خام برای دست یابی به دانش است. که از کامپیوتر ها، کتاب ها و ... به دست می اید. اطلاعات یکی از اصول مورد نیاز جهت مدیریت دانش است. در این مرحله داده ها مدیریت و سازماندهی میشود. به طور کلی اطلاعات به معنای مجموعه ای از داده ها و تفاسیر مربوط به آن است که مطابق اهداف و برنامه های سازمان تهیه می شوند
دانش: یکی از مفاهیم اصلی در مدیریت دانش، شناخت دانش است. دانش، اطلاعاتی سازمان یافته و بررسی شده اند که فهم و اگاهی را افزایش می دهد. به دلیل پیچیدگی موجود در دانش، نیاز است تا از جهات مختلفی مورد بررسی قرار گیرد تا با توجه به تبادل نظر در گروه های مختلف و یادگیری افراد در گروه ها مورد بررسی قرار گیرد. دانش یک مفهوم گسترده تر از اطلاعات است. و می توان گفت دانش به طور کلی اطلاعات سازماندهی شده است.
رابطه میان این مفهوم ها ( دانش- داده ها- اطلاعات): افراد و موقعیت های سازمان مشخص می کند که، داده ها، اطلاعات و دانش مدیریت دانش در چه سلسله مراتب ای به دست ایند. اما در نهایت باید این گونه بیان کرد که، برای دست یابی به اطلاعات به داده ها نیاز است. و برای دست یابی به دانش به اطلاعات نیاز است.
دسته بندی انواع دانش ها در حوزه مدیریت دانش
انواع دانش ها با توجه به گستردگی دانش ها در مدیریت دانش به چند دسته تقسیم بندی می شوند. این دسته بندی ها عبارتند از:
دانش های اشکار: این دانش ها به صورت عینی و بصری بوده و می توان آنها را به طور رسمی بیان کرد. این نوع از دانش در کتاب ها، کامپیوتر ها و ... موجود و مستند است. به راحتی می توان آن ها را کد گذاری نمود و به راحتی می توان به صورت حرفه ای آن را از فردی متخصص به فرد دیگری انتقال داد.
دانش پنهان: این دانش به دلیل انتزاعی بودن آن به راحتی قابل دسترسی نیست و با تجربه و یادگیری فراوان به دست می آید. این دانش با عنوان فوت کوزه گری در ضمیر ناخود اگاه افراد است. و شاید به راحتی نتوان آن را برای کسی توضیح داد.
دانش گروهی: این دانش ها به صورت سازمانی و نهفته در یک سازمان موجود اند. این دانش ها در ذهن است و به راحتی نمی توان ان را از فردی به فرد دیگر انتقال داد. این نوع از دانش حاصل از تجربه، گذر زمان، فرهنگ، ارزش های انسانی و ... است. معمولا نمی توان این دانش ها را عینا در دیگران مشاهده کرد.
دانش های فردی: این نوع از دانش در مدیریت دانش ریشه در اطلاعات و مهارت های یک فرد دارد. و به اقدامات فردی او بستگی دارد.
مدیریت دانش و ابعاد و اجزای آن
مدیریت دانش دارای ابعاد گوناگونی می باشد. که هر کدام از این ابعاد دارای اجزای مختلفی هستند. برای دست یابی به مدیریت دانش باید بر حوزه هایی مانند اقتصاد، تجارت، روان شناسی، مدیریت، شناخت فناوری و مسائل این چنینی نیز، تسلط کامل داشته باشید. به طور کلی ابعاد اصلی مدیریت دانش سه رکن اصلی انسان، فرایند و فناوری است. که با رویکرد های متفاوتی مانند رویکرد کاربردی، فرآیندی و یا رویکرد های متغیر قابلیت اجرایی شدن دارد.
راه هایی برای استقرار مدیریت دانش در سازمان های مختلف
برای اینکه مدیریت دانش (Knowledge management) را در یک سازمان پیاده سازی و مستقر کنید، نیاز است تا در ابتدا بتوانید تغییرات فرهنگی را در سازمان بپذیرید و سپس مراحل پیاده سازی مدیریت دانش را در سازمان ها طی کنید.
از طرفی برای این کار به زمان و سرمایه نیز نیاز دارید. مستقر کردن آن به صورت مرحله به مرحله می تواند خطرات و نتایج مضر را به حداقل برساند. کسانی که برای سرمایه گذاری کردن با مدیریت دانش پیش روی می کنند، معمولا زود تر به نتایج دلخواه و ایده ال خود دست می یابند. بنابراین اگر به دنبال مراحل اصولی مستقر کردن مدیریت دانش در سازمان های مختلف را دارید. خواندن این مقاله می تواند به شما کمک کند.
مراحل اصولی استقرار و پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان های مختلف
1- مشخص کردن اهداف و اولویت بندی های یک سازمان از پیاده سازی مدیریت دانش:
ابتدا باید مشخص شود که سازمان، مدیریت کردن دانش را برای دست یابی به چه اهدافی نیاز دارد. به همین منظور باید اهداف سازمان را به طور کامل بررسی کند. مستندات مربوط به ان را شناسایی و مطالعه کند و سپس موانع دست یابی به اهداف را بشناسد و برای رفع انها چاره اندیشی کند.
بنابراین باید در ابتدا اهداف بلند مدت و کوتاه مدت سازمان را شناسایی کرد. برای تعیین اهداف کوتاه مدت نیاز به تایید اعتبار است و این بدین جهت است که مشخص شود که مسیر درستی در حال طی شدن است و اهداف بلند مدت می توانند دست یابی به نقاط بالاتر را برای سازمان فراهم کند.
2- بررسی وضعیت موجود و مفهوم استراتژی:
در ادامه باید ابعاد یک سازمان و همچنین مشکلاتی که در مسیر استقرار مدیریت دانش در یک سازمان است را شناسایی کنید. در ابتدا مشخص کنید که، میزان فعالیت مدیریت دانش در یک سازمان در چه وضعیتی است، تا چه اندازه موجب موفقیت و تا چه میزان با عدم رضایت همراه بوده است و در نهایت اسناد و مدارک موجود جهت تعیین و تدوین مدیریت دانش، مشخص گردد.
3- مشخص کردن چهار چوب اصلی مدیریت دانش:
به طور کلی مسائلی که باید تمامی افراد پرسنل و کارمند در سازمان ان را رعایت کنند مشخص شود. این چهار چوب شامل وظایف و مسئولیت هایی که در یک سازمان باید انجام گیرد، فرآیند مدیریت دانشی که در مسیر کاری سازمان باید انجام شود، فناوری ها و ابزاری که در این حوزه مورد استفاده قرار می گیرد، هماهنگ و یکپارچه شود، و همچنین عنصر های حاکم بر مدیریت چه از نظر سیاسی و معیار ها باید بر اساس ساختار انها طبقه بندی شوند.
4- انجام آزمایش های ارزیابی مدیریت دانش:
زمانی که تمام فناوری ها و معیار ها در چهارچوب کلی مورد آزمایش قرار گرفتند و نتایج انها رضایت بخش بود، آنها را در سازمان به عنوان یک قانون مورد استفاده قرار می دهید. از جمله فعالیت هایی که در این مرحله باید انجام شود. این است که، در حوزه هایی که کارمندان ان از تخصص کافی برخوردار نیستند. باید آموزش های کسب مهارت اجرایی شود و ...
5- انتقال و مشخص کردن چهار چوب مدیریت دانش برای تمامی بخش های یک سازمان:
زمانی که پروژه پایلوت با موفقیت به اتمام رسید، باید ان را در ابعاد بزرگ تر و گسترده تر در سازمان اجرایی کرد و تمامی پرسنل و کارکنان یک سازمان باید تحت نظر افراد متخصص دوره های آموزشی جهت اشنایی با قوانین و چهار چوب وظایف مدیریت دانش را بگذرانند. به این ترتیب تمامی افراد با استاندارد ها و مسئولیت های مشخص شده آشنا می شوند.
انتظارات و روش های جدید مورد استفاده پس از انجام تغییرات در سازمان و در مدیریت دانش باید در این مرحله به طور کامل برای همه روشن شود.
6- و در نهایت مستقر کردن مدیریت دانش در سازمان:
در نهایت تمامی افراد تحت تاثیر استقرار مدیریت دانش در سازمان مشغول به کار خواهند بود. از این مرحله به بعد نیاز است تا موارد زیر رعایت شود:
سیستم مدیریت دانش مستقر در سازمان به طور اصولی و درست حفظ و نگهداری شود.
تمامی فعالیت ها و فرایند ها به طور کامل تحت نظارت و ارزیابی قرار گیرند.
استراتژی های بلند مدت سازمان، تدوین شوند.
تمامی فعالیت هایی که برای حفظ و بقای استقرار این سیستم مدیریت در سازمان نیاز است، اجرایی شوند.
12 اصل مدیریت دانش (آشنایی با اصول مدیریت دانش)
مدیریت دانش برای نتیجه دهی بهتر و موفق تر در هر سازمانی می تواند کاملا موثر واقع شود. از آنجایی که برای اجرایی کردن مدیریت دانش در هر سازمانی نیاز به تغییرات اساسی و اصولی می باشد، در ابتدا باید با اصول آن در سازمان های مختلف آشنا شد. این مقاله به منظور آشنایی با اصول مدیریت دانش، تهیه شده است.
الزامات اصولی در اجرایی کردن مدیریت دانش در سازمان ها:
1- پیوند انسان و تکنولوژی:
امروزه استفاده از کامپیوترها توانسته با سرعت بالاتری نسبت به انسان به پردازش اطلاعات بپردازد. از طرفی انسان می تواند دانش را در سطح گسترده ای در ذهن بپروراند و کامپیوتر ها محدود به اطلاعات و داده هایی هستند که انسان آنها را در سیستم وارد کرده است. به همین دلیل است که هماهنگی و همکاری انسان و تکنولوژی می تواند در موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها بسیار تاثیر گذار باشد.
2- دستیابی به دانش:
دست یافتن به دانش، تازه اول مسیر مدیریت دانش است. دانش زمانی تاثیر خود را در سازمان نمایش می دهد که آن را در فرآیند عملکرد سازمان به کار برود و نتایج حاصل از ان را بررسی کرد. دانش زمانی که منجر به بهبود عملکرد سازمان شود می تواند موجب ایجاد انگیزه برای افراد شود.
3- سرمایه گذاری:
دانش به عنوان یک سرمایه در سازمان است و برای مدیریت دانش در هر سازمانی نیاز است تا بر روی دارایی های سازمان سرمایه گذاری شود. به عنوان مثال: برای موارد مورد نیاز اجرایی کردن آن در سازمان، مانند تربیت افراد متخصص، نیاز است تا سرمایه گذاری شود و لازم است مدیران و سازمان ها در این زمینه هزینه کنند.
4- بهبود فرایند دانش:
برای بهبود دادن مهارت های دانش در میان کارمندان، نیاز است تا از میزان دستورات بالا دستی ها کم شود و کارمندان در تصمیم گیری از آزادی عمل و قدرت تفکر بیشتری برخوردار باشند تا بتوانند با سطح دانش و مهارت خود مشکلات را بررسی کنند و برای آنها راه حل ارائه دهند.
5- رهبری مدیریت دانش:
برای داشتن یک مدیریت دانش موفق در یک سازمان نیاز به یک رهبر و مدیر ارشد است. این مدیر باید بر روی تمامی کارمندان مدیریت کند و تمامی وظایف کارمندان را در بخش های مختلف بررسی و ارزیابی کند.
6- مدیران دانش:
در آموزش دانش برای افراد و کارمند در یک سازمان، نیاز به مدیران دانش است. این مدیران دانش را به خوبی شناسایی می کنند و ارزش و اعتبار آنها را مشخص می کنند.
7- ثمر بخشی:
مزایای مدیریت دانش در سازمان ها می تواند موجب ایجاد انگیزه در تمامی کارمندان شود. از انجایی که مدیریت دانش دارای گستردگی مزایای بسیار بالایی در سازمان ها است، از مهم ترین آنها می توان به حفظ سرمایه، کاهش هزینه ها و سود دهی و موفقیت بیشتر اشاره داشت.
8- نیاز به آموزش:
برای دست یابی به موفقیت کامل در اجرایی کردن مدیریت دانش در هر سازمانی، نیاز به آموزش تمامی کارمندان، در دانش است. تمامی کارمندان باید در تمامی مراحل مدیریت دانش، مهارت کسب کنند و تا زمانی که آموزش های لازم را دریافت نکنند، نمی توان نتیجه مناسبی از مدیریت دانش را انتظار داشت.
9- مدیریت و کنترل دانش:
از انجایی که برای اجرای مدیریت دانش در یک سازمان نیاز به تغییرات جدی در سازمان است، مانند تغییر ارتباط میان کارمندان و مدیران، دستورات و فرمان ها و ... نیاز است تا افراد با کنترل و مدیریت کامل روی رفتار و تصمیمات خود، تمامی تغییرات را بپذیرند و آن را اجرایی کنند.
10- مدیریت دانش فرآیند است، نه محصول:
مدیریت کردن دانش دست یابی به یک نقطه و تمام شدن دانش نیست. بلکه یک فرآیند بلند مدت است و با یادگیری هر دانش مجدد نیاز به یادگیری مهارت های جدید برای دست یابی به موفقیت در سازمان است. هیچگاه نباید اینگونه اندیشید که مدیریت دانش یک پروژه و اتفاق کوتاه مدت و یا دارای بازه زمانی است.
11- زمان بر بودن فرآیند:
دسترسی به منابع معتبر جهت یادگیری دانش، هماهنگی کارمندان و مدیران با تغییرات، کسب مهارت تمامی کارمندان و پیچیدگی های دانش و مهارت ها و ... همگی یک فرآیند زمان بر هستند و ممکن است برای دست یابی به ان به صورت اصولی و واقعی به چند ماه تا چند سال زمان نیاز داشته باشد. لذا هیچگاه نباید انتظار داشت با اقدامی کوتاه و چند وقته، به مدیریت دانش واقعی دست پیدا کرد.
12- رویداد های عملیاتی سازمان تایید شود:
برای اجرایی کردن تمامی اصول های دست یابی به مدیریت دانش، نیاز است تا از تمامی رویداد های اولیه و ابتدایی یک سازمان اطلاعات به دست آورید تا بتوانید یک کسب و کار جدید با ایده هایی بکر و نوین راه اندازی کنید.
اهداف، عوامل موفقیت و موانع موفقیت مدیریت دانش
قطعا اجرایی کردن مدیریت دانش در هر سازمانی بستگی به وجود یک سری از عوامل و اهدافی دارد. بر اساس اهدافی که از اجرایی کردن مدیریت دانش در سازمان دارید می توانید عوامل موفقیت و موانع پیش روی موفقیت را در روند اجرای ان مشخص کنید. بنابراین برای مدیریت دانش باید بتوانید اهداف، عوامل موفقیت و موانع موفقیت را بشناسید. این مقاله به منظور اشنایی با اهداف، عوامل موفقیت و موانع موفقیت در روند مدیریت دانش، تهیه شده است.
هدف های اجرایی کردن مدیریت دانش در سازمان ها
تهیه کردن و بکار بردن نرم افزار های مربوط به مدیریت دانش در سازمان
رساندن یک سازمان به سطح بالاتر در جهان رقابت و هوشمند سازی سازمان
نگهداری کردن از سرمایه های سازمان و همچنین گسترده کردن انها
با استفاده از مدیریت دانش و فناوری های پیشرفته امروزی، سازمان بتواند رهبری بازار کار خود را در کشور به دست گیرد.
اشنایی پیدا کردن سازمان با مهارت های مدیریت دانش
پاسخ دهی سودمند تر سازمان به رقبا، مشتریان و عرضه بهترین محصولات به صورت حرفه ای در بازار کار
برگزار کردن کلاس های اموزش مهارت در مدیریت دانش برای تمامی کارکنان و پرسنل یک سازمان
شناخت منابع دانش و بکار گیری ان در سازمان
گسترده کردن سطح دانش و غنی کردن مهارت های تخصصی میان کارمندان و مدیران سازمان
دست پیدا کردن به سودها و مزیت های دنیای رقابت در حوزه تخصص هر سازمان با در نظر گرفتن قوانین و چهارچوب مدیریت دانش
تشویق کردن و ایجاد انگیزه در نیروهای انسانی هر سازمان برای کسب مهارت در مدیریت دانش
ایجاد خلاقیت و نوآوری در نیروهای هر سازمان برای دست یابی به موفقیت با بکار گیری مدیریت دانش در سازمان
تهیه و استفاده از منابع علمی معتبر و کاربردی در حوزه مدیریت دانش
عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها
سازمان ها و مدیران آن نقش بسیار به سزایی در گسترش و موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها دارد و باید بتواند با استفاده از انها میان کارمندان و مدیران و همچنین تکنولوژی یک هماهنگی به وجود بیاورد که دست یابی به موفقیت را اسان تر و ممکن تر سازد. در ادامه به برخی از عوامل موفقیت در مدیریت دانش خواهیم پرداخت. این عوامل عبارتند از:
فرهنگ های سازمانی
فرایند اجرای مدیریت کردن دانش
نحوه رهبری و مدیریت کردن مهارت و دانش نیرو های انسانی
کنترل کردن دانش اشکار در سازمان
بررسی و کشف کردن دانش های پنهان در سازمان
به وجود اوردن کانون های دانش
تقویت کردن بازار مدیریت کردن دانش در سازمان
بررسی روش های اندازه گیری دانش در سازمان
زیر ساخت های تکنولوژی مورد استفاده در سازمان
عوامل های مربوط به مدیران دانش
تعداد نیروی انسانی در یک سازمان و میزان مهارت هر نیرو
موانع مسیر اجرایی کردن مدیریت دانش در سازمان ها
موانع بسیاری در بکار گیری مدیریت های دانش در سازمان ها وجود دارد. که به طور مختصر هر کدام از انها را بررسی خواهیم کرد. این موانع عبارتند از:
عامل های انسانی:
یکی از مانع های اصلی در کسب دانش و اجرایی کردن مدیریت آن در سازمان ها انسان ها هستند. زیرا به هر دلیلی ممکن است نخواهند دانش خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و از آن به عنوان یک قدرت برای خودشان استفاده کنند. عوامل انسانی بسیار حائز اهمیت هستند زیرا دانش از تعاملات اجتماعی و انسانی در میان افراد گسترش میابد و یک اصل در مدیریت کردن دانش در سازمان ها وجود دارد و ان هم دست یابی به دانش با استفاده از تعاملات انسانی و اجتماعی است.
عوامل فرهنگی:
عوامل فرهنگی به منظور پذیرش تغییر در رفتار و سیستم مدیریتی یک سازمان است. ممکن است در برخی از فرهنگ پذیرفته نباشد که بخواهند دانش خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.
عوامل سازمانی:
عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری، عامل های شغلی، سیستم های حقوق دهی و جبران خدمات نیروهای انسانی و بررسی سیستم های اموزشی از عمده ترین موانع در عوامل سازمانی دانش است.
عوامل تکنولوژی و عوامل فنی:
از انجایی که دانش در سازمان ها باید شناسایی، انتشار و همچنین حفظ و نگهداری شوند. عوامل فنی می تواند در این روند اختلال ایجاد کند. که سازمان باید بتواند ان را مدیریت کند.
عوامل سیاسی:
یکی از موانع بر سر راه سازمان های دولتی وجود عوامل سیاسی و دولتی است. و به دلیل قانون های مختلف فشار زیادی بر روی سازمان های دولتی اعمال می کند.
مدل های مدیریت دانش و بررسی علل پیدایش
برای اجرایی کردن مدیریت دانش در سازمان ها، به اطلاعات زیادی در حوزه مدیریت دانش نیاز است که از جمله آنها می توان به مفهوم کلی مدیریت دانش، اصول مدیریت، اقدامات استراتژیک دانش، عوامل موفقیت، اهداف و همچنین موانع آن و در نهایت شناخت علل پیدایش، راهبردها و مدل های ان در دانش سازمانی اشاره داشت. در این مقاله به آشنایی با راهبرد ها و مدل های مدیریت دانش سازمانی پرداخته ایم.
علل پیدایش مدیریت دانش:
1- به منظور تخصصی تر شدن فعالیت های یک سازمان از مدیریت دانش استفاده می شود که حتی ممکن است به منظور حفظ آن، سازمان مجبور به اخراج و یا استخدام برخی از کارمندان نیز شود.
2- امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی علاوه بر سرمایه های لمسی مانند ماشین و پول، سرمایه های غیر لمسی نیز فراوان اند و سازمان ها برای حفظ سرمایه های لمسی نیاز به حفظ سرمایه های غیر لمسی مانند اخبار، اطلاعات و ایده های نو دارند.
3- از آنجایی که اطلاعات و دانش کسب و کار روز به روز در حال گسترده تر شدن است، برخی از سازمان ها به این نتیجه رسیده اند که دانش آنها به انتها رسیده و دانش جدیدی را در سازمان مشاهده نمی کنند. از این رو به دنبال به روز شدن و مدیریت دانش در سازمان هستند.
4- با توجه به افزایش اطلاعات در تمامی سازمان ها، نیاز به یک دانش گسترده برای فهم و استفاده از اطلاعات وجود دارد. به همین دلیل است که دانش و مدیریت ان در سازمان ها از ارزش بالایی برخوردار شده است.
انواع مدیریت دانش
مدیریت دانش بزرگ:
این نوع از مدیریت (big KM) برای دست یابی به دور ترین اهداف و نقاط دلخواه یک سازمان تلاش می کند و در مقیاس بنگاه های اقتصادی عمل می کند.
مدیریت دانش کوچک:
مدیریت دانش کوچک یا (little KM) برای رسیدن به هدف با روش هایی سریع اجرایی می شود و کسب و کار با ان موجب احساس و درک می شود.
مدیریت دانش شخصی:
توسعه با اگاهی کامل نسبت به عادت ها برای دست یابی به اطلاعات و پردازش آنها و همچنین اتصالات شخصی است.
راهبرد های مدیریت دانش
- راهبرد های مشتری محور، که هدف اصلی آنها درک خواسته مشتری و تلاش برای رفع نیاز آن ها است. و تلاش می شود تا به بهترین نحو نیاز آن ها برطرف شود.
- راهبردی برای خلق دانش، به منظور ایجاد نو آوری و خلق ایده های جدید در یک سازمان به منظور بهبود کیفیت کار سازمان و در نتیجه موفقیت آن که از طریق واحد های تحقیقاتی تایید می شوند.
- راهبرد کسب و کار، یک راهبرد وسیع است که در آن بیشتر مدیریت دانش را یک محصول در نظر می گیرد.
- انتقال دانش که به منظور بهبود کیفیت کار و همچنین بهبود بخشیدن به کیفیت امور و کار سازمان تهیه می شود.
- راهبردی برای مدیریت کردن سرمایه سازمان، که به دنبال تفکری برای حفظ و غنی کردن سرمایه سازمان است.
- یکی دیگر از راهبرد های مدیریت دانش، مسئولیت کارکنان و نیروهای انسانی است. که یک مدیر و داننده دانش برای انتقال دانش به افراد وجود دارد و یادگیری مهارت ها در میان کارمندان در گردش است تا همه به دانش بیشتری دست پیدا کنند.
مدل های مدیریت دانش سازمانی
- نوع اول از مدل های این مدیریت، مدل هایی هستند که به دنبال ارائه تصاویر برای نشان دادن منابع و دانش است. حتی اگر در این میان اندکی از واقعیت از بین برود.
- نوع دیگر ان به دنبال نشان دادن فرآیند دانش است و به دنبال شبیه سازی کردن اتفاقات در سازمان است. این مدل معمولا سخت درک می شود زیرا اطلاعاتی که به افراد منتقل می کند تا حدودی محدود است.
در نهایت برای انتخاب هر مدل از مدیریت دانش در سازمان ها نیاز به شناسایی موانع و محدودیت های یک سازمان، اهداف، قوانین و چهارچوب کلی مدیریت و ... می باشد.
انواع مدل های دانش و مدیریت ان در سازمان ها به شرح زیر است: