مشاوره،اجراء و نظارت -----ISSR,SSQR,ISO9001,IATF16949
زندگي نامه هاي خواندني سه شخصيت برجسته
تاریخ : شنبه 01 شهریور 1393
نویسنده : rmzirn

 پیکرهٔ فردوسی از ابوالحسن صدیقی در میدان فردوسی شهر رم

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند...

 

فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری برابر با ۳۱۹ خورشیدی (۹۴۰ میلادی) در روستای پاژ در شهرستان توس (طوس) در خراسان دیده به جهان گشود.

دربارهٔ دوران کودکی و جوانی او نه خود شاعر سخنی گفته و نه در بن‌مایه‌های کهن جز افسانه و خیال‌بافی چیزی به چشم می‌خورد. با این حال از دقت در ساختار زبانی و بافت تاریخی - فرهنگی شاهنامه، می‌توان دریافت که او در دوران پرورش و بالندگی خویش از راه مطالعه و ژرف‌نگری در سروده‌ها و نوشتارهای پیشینیان خویش سرمایهٔ کلانی اندوخته که بعدها دست‌مایهٔ او در سرایش شاهنامه شده‌است. هم‌چنین از شاهنامه این گونه برداشت کرده‌اند که فردوسی با زبان عربی و دیوان‌های شاعران عرب و نیز با زبان پهلوی آشنا بوده‌است.


 

کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از دوستداران ادب فارسی بودند. آغاز سرودن شاهنامه را بر پایهٔ شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند اما با درنگریستن به توانایی فردوسی می‌توان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی می‌پرداخته‌است و چه بسا سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایهٔ داستان‌های کهنی که در داستان‌های گفتاری مردم جای داشته‌اند، آغاز کرده‌است.


 

آرامگاه فردوسی در توس خراسان

 

شاهنامه پرآوازه‌ترین سرودهٔ فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی می‌باشد. فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایهٔ نوشتار ابومنصوری در حدود سال ۳۷۰ هجری قمری آغاز کرد و سر انجام آن را در تاریخ ۲۵ سپندارمذ سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی) به انجام رساند.
 

فردوسی در سال ۳۹۴ هجری قمری (برابر با ۳۸۲ خورشیدی) در سن شصت و پنج سالگی بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود اهدا کند، و از این رو دست به کار تدوین ویرایش تازه‌ای از شاهنامه شد. فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر به دربار غزنه نزد سلطان محمود فرستاد. به گفته خود فردوسی، سلطان محمود «نکرد اندر این داستانها نگاه» و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر در گله و انتقاد از محمود و تلخ‌کامی سراینده از اوضاع زمانه بوده‌است.


 

سال مرگ فردوسی تا چهار سده پس از زمان او در بن‌مایه‌های کهن نیامده‌است. محمدامین ریاحی، با درنگریستن در گفته‌هایی که فردوسی از سن و ناتوانی خود یاد کرده‌است، این گونه نتیجه‌گیری کرده‌است که فردوسی می‌بایستً پس از سال ۴۰۵ هجری قمری و پیش از سال ۴۱۱ هجری قمری از جهان رفته باشد.

 

سنگ مزار فردوسی

 

پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در توس به خاک سپرده شد. چرایی به خاک سپرده نشدن او در گورستان مسلمانان را به سبب دشمنی یکی از دانشمندان کینه‌توز توس دانسته‌اند. مقبره فردوسی که دهه ها بی توجه مانده بود، بین سالهای 1307 تا 1313 به دستور رضا شاه پهلوی بازسازی شد و هم اکنون معادل یکی از معبد های ملی ایرانی درآمده است.

==================================================

 

آمیتاب باچان بازیگر، تهیه کننده، خواننده و مجری تلویزیونی فیلم‌های بالیوود در کشور هند است.

او از سال ۱۹۶۹ و با فیلم سیاه و سفید «هفت هندی» پا به سینما گذاشت و از آن پس همیشه از مطرح‌ترین چهره‌های سینمای هند بوده‌است. او تا به‌حال دوازده بار جایزه اصلی فیلمهای هندی را از آن خود کرده‌است...

 

پدرش یک شاعر معروف هندی بود. همسر او جایابهادری و پسر او آبیشک نیز از هنرپیشگان سرشناس سینمای هند به‌شمار می‌روند.

آمیتاب باچان در کنار بازیگری در زمینه تهیه کنندگی نیز فعالیت می‌کند. او هنرپیشگی را درسال ۱۹۶۹ با فیلم سات هندوستانی آغاز کرده و این حرفه را تا به امروز ادامه داده‌است. او یکی از بهترین بازیگران سینمای هند و یکی از گران‌قیمت‌ترین ستارگان در این زمینه می‌باشد. او در سال ۱۹۸۴ دستی نیز در سیاست داشت و به عنوان نماینده پارلمان هند انتخاب شد ولی در سال ۱۹۸۷ این سمت را کنار گذاشت.

 

آمیتاب باچان در یازده اکتبر ۱۹۴۲ در شهر الله‌آباد هند به دنیا آمد. مادرش تجی یک سیک و پدرش هاریوانش رای باچان یک هندو بود. دکتر هاریوانش رای باچان یک شاعر خوشنام و معروف زبان هندی بود. نام فامیل اصلی او سریواستاوا بود ولی او خود، نام مستعار باچان را برگزید و تمام اشعار و نوشته‌های خود را با این نام امضا می‌کرد. بعدها آمیتاب نیز با همین نام فامیل وارد سینما شد و به خاطر شناخته شده بودن این نام تمام اعضای خانواده با نام باچان معروف شدند.

باچان در نوجوانی در دبیرستان پسرانه الله آباد ثبت‌نام کرد و پس از آن وارد کالج شروود شد.

پس از اتمام کالج، آمیتاب وارد دانشگاه دهلی شد و مدرک لیسانس خود را در رشته علوم کسب کرد. باچان مدتی بعد به کار معاملات محموله‌های دریایی در شرکت کشتیرانی برداندکو روی آورد ولی کمی بعد آن شغل را رها کرد و به کلکته رفت تا آینده خود را در بازیگری جستجو کند. آمیتاب در سال ۱۹۷۳ با جایا بهادوری هنرپیشه دیگر هند ازدواج کرد. آمیتاب و جایا در فیلم‌هایی همچون چوبکه چوبکه (۱۹۷۵)، زنجیر (۱۹۷۳) و شعله (۱۹۷۵) همبازی بودند. این دو صاحب دو فرزند، یک دختر به نام شوتا و دیگری پسری به نام آبیشک شدند.

 

آمیتاب باچان با فیلم سات هندوستانی (۱۹۶۹) وارد عالم سینما شد.این فیلم با آنکه از موفقیت چندانی برخوردار نشد ولی باچان در همان نخستین حضور سینمایی برنده جایزه ملی فیلم شد. در سال۱۹۷۰ آمیتاب در فیلم آناند ظاهر شد و در آن با سوپراستار آن زمان هند راجش کهنا همبازی بود. در این فیلم نیز باچان برنده جایزه بهترین هنرپیشه نقش مکمل شد زیرا منتقدان سینمایی معتقد بودند او اجرایی به یادماندنی و قوی از خود ارائه داده‌است. پس از آناند فیلم‌های موفق بسیاری نام آمیتاب باچان را روی سر در سینماها آوردند. فیلم‌هایی همچون رشما اورشرا (۱۹۷۱) و پروانه (۱۹۷۱) و از همان زمان باچان پا به مسیری نهاد که او را روز به روز و سال به سال در میان میلیون‌ها نفر از مردم دنیا محبوب و معروف می‌کرد.


 

باچان در دهه هفتاد و تا اواسط دهه هشتاد یکی از چهره‌های دائمی بالیوود بود، ولی با ورود به دنیای سیاست، سه سال از عمر خود را به دور از هنر سینما سپری کرد. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر با فیلم جدیدی به نام شاهنشاه راهی پرده سینماها شد و این فیلم نیز با موفقیت بسیاری روبه‌رو شد، ولی بعد از بازگشت مجدد، قدرت باچان رو به زوال گذاشت و تعداد زیادی از آثارش با شکست گیشه مواجه شد، روند سقوط همچنان ادامه داشت. در سال ۱۹۹۰ و با بازی در فیلم اگنی پت که در آن باچان نقش رییس یک باند مافیایی را بازی می‌کرد، برنده جایزه بهترین هنرپیشه داخلی شد ولی باچان کم‌کار شده بود.


 

باچان در سال ۲۰۰۰ در فیلم محبتین ساخته یاش چوپرا در نقش مردی عبوس و سختگیر ظاهر شد که به شدت مورد پسند مردم قرار گرفت. در فیلم رشته محبت (۲۰۰۱)، گاهی خوشی گاهی غم (۲۰۰۱) و باغبان (۲۰۰۳) در نقش پدر یک خانواده بود. او در این سال‌ها انواع و اقسام نقش‌ها را بازی کرد. از دیگر فیلم‌های برجسته او عکس (۲۰۰۱)، آنکن (۲۰۰۲)، خاکی (۲۰۰۴)، دو (۲۰۰۴) و برجسته‌تر از همه تاریکی (سیاه) (۲۰۰۵) بودند. شهرت او پس از سال ۲۰۰۰ به حدی رسید که تصویر او در اکثر بیلبوردها و برنامه‌های تلویزیونی به چشم می‌خورد.

باچان در سال ۲۰۰۵ با پسرش آبیشک در چند فیلم ظاهر شد. از جمله این فیلم‌ها بانتی اوربابلی و سرکار با اقتباس از فیلم پدرخوانده می‌باشند. جدیدترین فیلم‌های اکران شده باچان بزرگ، بابول (۲۰۰۶) اکلاویا (۲۰۰۷) و نیشاب (۲۰۰۷)و ( بوده تیرا باب ) 2011 هستند. آخرین فیلم باچان که هنوز اکران نشده شانتارام است که در آن با جانی دپ ستاره هالیوود هم بازی شد.


 

آمیتاب باچان در طول سه دهه گذشته بارها جوایز مختلفی را از فیلم فیر، جشنواره اصلی فیلمهای هندی، دریافت کرده‌است.

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل در سال ۱۹۷۲ در فیلم Anand

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل در سال ۱۹۷۴ در فیلم نمک‌حرام (Namak Haram)

بهترین بازیگر مرد در سال ۱۹۷۸ در فیلم Amar Akbar Anthony

بهترین بازیگر مرد در سال ۱۹۷۹ در فیلم Don

جایزه یک عمر دستاورد در سال ۱۹۹۱

بهترین بازیگر مرد در سال ۱۹۹۲ در فیلم Hum

جایزه فوق ستاره هزاره

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل در سال ۲۰۰۱ در فیلم Mohabbatein

بهترین بازیگر مرد از نگاه منتقدین در سال ۲۰۰۲ در فیلم Aks

جایزه نام قدرتمند سال در ۲۰۰۴

بهترین بازیگر مرد از نگاه منتقدین در سال ۲۰۰۶ برای فیلم «سیاه»

بهترین بازیگر مرد در سال ۲۰۰۶ برای فیلم «سیاه»

او در طی ۴ دهه دوران بازیگری خود، شاید معروف‌ترین بازیگر سینمای هند بوده‌است.

========================================

 

ناپلئون یکم یا ناپلئون بناپارت، به عنوان نخستین امپراتور فرانسه در فاصله سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ میلادی بر این کشور حکومت کرد و نقش بسزایی در تاریخ اروپا ایفا نمود. تاکتیک‌های او باعث پیروزی‌های بسیاری برای ارتش فرانسه در برابر ارتش‌هایی شد که حتی در بعضی موارد از لحاظ تعداد بر ارتش فرانسه برتری داشتند. به همین دلیل وی به عنوان یکی از فرماندهان نظامی تاریخ شناخته شده‌است...

 

ناپلئون در جزیره کرس متولد شد و به عنوان افسر توپخانه تعلیم دید. در وقایع بعد از انقلاب کبیر فرانسه به تدریج رشد کرد و در جنگ‌های مختلف فرماندهی نیروهای فرانسوی را برعهده داشت. در سال ۱۷۹۹، ناپلئون طی یک کودتا خود را به عنوان کنسول اول منصوب کرد و عملاً قدرتمندترین فرد فرانسه شد تا آن که پنج سال بعد به مقام امپراتوری فرانسه رسید. وی در اولین دههٔ قرن ۱۹ ارتش فرانسه را بر علیه اکثر قدرت‌های اروپایی هدایت کرد و پس از رشته‌ای از پیروزی‌ها موقعیت فرانسه را به عنوان یکی از قدرت‌های غالب قاره اروپا تثبیت کرد.

 

بناپارت اصلاحات ماندنی را بنا کرد، شامل: متمرکز کردن حکومت در وزارتخانه‌ها، تحصیلات عالیه، قانون مالیات، سیستم فاضلاب، سیستم راهداری و بانک مرکزی کشور. طی گفتگویی که با کاتولیک‌های کلیسا داشت، توانست با آنها توافق نامه دوستانه‌ای را امضا کند. او با اینکار می‌خواست جامعهٔ کاتولیک را با رژیم خود آشتی دهد و با آنها طرح دوستی داشته باشد.

قوانین حقوقی که بناپارت آنها را بنا کرد که امروز از آن به عنوان رمز ناپلئونی استفاده می‌شود مورد استفاده بسیاری از جوامع می‌باشد از قبیل کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین و غیره. این رمز به وسیله کارشناسان ماهر و قانونی زیر نظر جین ژاکوس تهیه شده بود. بناپارت حضور فعالانه‌ای در جلسات شورای کشور داشت و کار آنها تجدید نظر بر طرح‌های پیشنهادی بود. در سال ۱۸۰۸ قوانین جنایی به صورت تصویب شده از طرف دولت منتشر شد که قابل اجرا بوده‌است.

 

در ۱۸ ژوئن سال ۱۸۱۵ در نبرد فرانسه و بریتانیا با نام  واترلو ناپلوئون شکست سختی از انگلیسی‌ها خورد و با وجود اصرارهای زیاد مردم مبنی بر ماندن در مقام امپراطوری و با قول حمایت کردن از او و دوباره جنگیدن این کار را نکرد و خودش را به یک کشتی انگلیسی تسلیم کرد اما  به محض ورود به لندن به او اعلام شد که نباید این موجود جنگ طلب وارد انگلیس شود و پس از تشکیل جلسه‌ای نتیجه این شد که او را به جزیره‌ای در دریای اطلس به نام هلن مقدس(saint helena) تبعید شود.

ناپلئون ۶ سال آخر زندگی خود را تحت نظارت بریتانیا در جزیرهٔ سنت هلن سپری کرد. در فوریه ۱۸۲۱ بناپارت سلامتی خود را به سرعت از دست می‌داد و در ۳ می، دو پزشک انگلیسی که تازه آمده بودند برای معالجهٔ بناپارت فقط توانستند برای او مقداری آرامبخش توصیه کنند. ناپلئون دو روز بعد از اعترافات به گناهانش مرد. او وصیت کرده بود که در کنار رود سن به خاک سپرده شود اما انگلیسی‌ها اجازه ندادند و او را در سنت هلن در یک مکان بی نام و نشان دفن کردند، بی هیچ آرامگاهی. تشریح بدن او نشان داد که به دلیل وجود سرطان معده جان سپرد.

در سال ۱۸۴۰ بقایای وی با هواپیمایی که به رنگ سیاه نقاشی شده بود (به خاطر مرگ ناپلئون) در آسمان به پرواز درامد و در ۲۹ نوامبر به چربورگ رسیده بقایا توسط یک کشتی بخار به پاریس حمل شد. در ۱۵ ۱۸۶۱ مقبره ناپلئون از سنگ‌های آذرین ساخته شد و در غاری پایین مقبره لس اینولیدس قرار گرفت. میلیون‌ها نفر از مقبره او بازدید کردند.

بنا به گفته مورخین، بزرگ‌ترین اشتباهات ناپلئون یکی تسخیر اسپانیا (یار دیرین و متفق ناپلئون که در جنگ‌ها وی را یاری می‌نمود) و یکی لشکرکشی به روسیه بود که موجبات ضعف وی و کشته شدن بسیاری از ارتش وی و نیز نارضایتی فرانسویان را فراهم آورد. ناپلئون با ایرانیان یک معاهده را امضاء نمود که از خاک ایران برای تسخیر هند استفاده کند، در مقابل برای برگرداندن قفقاز (دربرگیرنده گرجستان) به ایرانیان کمک کند.

او به گفته‌های خویش عمل نمود و ارتش ایران را آموزش نظامی می‌داد، و برای آنها توپ‌های متحرک و تفنگ‌های باروتی از فرانسه وارد نمود. اما پس از امضا عهد نامهٔ صلح تلیست با الکساندر اول ملقب به تزار روسیه، امپراتور فرانسه از کمک به ایران در جنگ با وی سر باز زد و فتحعلی شاه قاجار بعد از خیانت وی به بریتانیا متوسل شد.

 

ناپلئون سرداری بزرگ و سیاست‌مداری آگاه بود. اگرچه جاه طلبی او، وی را به جنگ و پیکار کشانید اما هرگز نمی‌توان او را یک جهانگیر مانند چنگیزخان و تیمور به حساب آورد. ناپلئون با مردم به مهربانی رفتار می‌کرد و خیال وی اتحاد اروپا تحت عنوان یک کشور بود.

ناپلئون بسیار باهوش و با تدبیر بود و در سایه لیاقت و کاردانی شخصی توانست فرانسه را از هرج و مرج بعد از انقلاب نجات داده و متحد کند. به دانشمندان احترام می‌گذاشت و جملات قصار او مشهور است. علاوه بر اینکه به نبوغ نظامی شهره بود، به دلیل مجموعه قوانین حقوق مدنی که در سال ۱۸۰۴ وضع کرد و به قوانین ناپلئون مشهور شد امروزه مورد توجه‌است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد ﷺ وَ آلِـ مُحَـمَّد ﷺ وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم ♥♥♥♥♥ به نام خدایی که ماهی کوچک قرمز را محتاج دریای بی کران آبی کرد... ♥♥♥♥♥ رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (80/اسراء) پروردگارا ! مرا در هر کاری به درستی وارد کن و به درستی خارج ساز واز جانب خود برایم حجتی یاری بخش پدید آور ! ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)*..... صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللَّهُمَّ صَلِّ علی ، علی بْنِ موسي الرِّضَا مرتضي الامام التَّقِيَّ النَّقِيَّ وَ حُجَّتِكَ علی مِنْ فَوْقِ الارض وَ مَنْ تَحْتِ الثري الصِّدِّيقُ الشَّهِيدُ صلاه كَثِيرُهُ تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كَأَفْضَلِ ماصليت عَلَيَّ أَحَدُ مِنْ اوليائک... پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ 09141050409

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران