
اما برايت ده دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان را تجويز مي کنم،
تا بفهمى عاقل بودن چيز خوبيست،
اما ديوانگى قشنگ تر است..
برايت لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز مي کنم،
تا بفهمى هنوز هم،مي شود بى منت محبت کرد..
به تو پيشنهاد مي کنم گاهى بلند بخندى،هرکجا که هستى،
يک نفر هميشه منتظر خنده هاى توست...
اما به تو پيشنهاد مي کنم که شاد باشى!
به خاطر زنده بودن من و تو طلوع مي کند!
هرگز، منتظر" فرداى خيالى" نباش.
سهمت را از" شادى زندگى"، همين امروز بگير.
فراموش نکن "مقصد"، هميشه جايى در "انتهاى مسير" نيست!
"مقصد" لذت بردن از قدم هايیست، که برمى داريم!
از گندم زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها......
|
امتیاز مطلب : 34
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9