تــلـــخ اسـتـــــ ،
هـمــه فــکــــر کـنـنـــد ســرت شـلـــوغ استــــ ،
و تـنـهـــا خـــودتـــــ بــدانـی
چـقــدر.. تنـــهایی ...!!
تنهاییم را سرزنش نکن...
وفای او را هیچکس ندارد...
فقط اوست که هیچگاه ترکم نکرد...
قــاصـدکِ دلـم عجیـب هـوایِ پـریـدن دارد!
یـک فـوت مهـمـانِ تـو!
نـه!
صبـر کـن!
انـگـار نـگـاه تـو کــافیــست!
نـگــاهـش کـه میــکنـی..
سـاده میــپـرد!
تــو نــگــاه کــن
خــودش راه رسیــدن را خــوب میـشناســد!
آمدی بشنوی بمانی
آمدی شنیدی، رفتی!
حالا سالهاست دیگر
کسی از لبهام نشنیدَهست: "دوستت دارم"
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد
من تو را در قلبم دارم
نه در دنیا
بعضــی دردها مثــل "قهوه میــمونن
با گــذشت "زمان "سـرد" میشن ، ولی "تلخیـش" از بین نمیره ..
یکم بیشتر هوای اینایی که مارو میخندونن داشته باشیم ، اونا تو تنهایی هاشون بیشتر غصه می خورن ...
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد
هیچ نشانه خاصی!
فقط با هر صدایی برمیگردد . . .
یه مرد با چشم هایش عاشق می شود یه زن با گوش هایش ...
برای همینه که زن ها آرایش میکنن و مردها دروغ میگن
کـاش مـی فـهـمیـدی ....
قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی:
بـمان...
نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛
و آرام بـگویـى:
هـر طور راحـتـى ... !

تو آنجـــا . . . من اینجــــا . . . همه راستـــــ می گفتند تو کـــجا من کـــجا !
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ...
دیگه نمیتونن مثل قبل همدیگه رودوست باشن ...
چون به قلب همدیگه زخم زدن ...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ...
چون زمانی عاشق هم بودن ...
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن ...
میروم...به کجا؟نمی دانم...
حس بدی ست... بی مقصدی!
کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید...
اگــــــــــــر با من راه می آمــــــــــــدی
تمــــــــــــام شهر را جــــــــــــاده میكردم
چه خوب است که هستى
وقتى که هستى ورود هر غریبه اى به این سراى پر از تو ممنوع میشود
و این براى بیتابى من تاب است
بیقــراری هــایــم
پـاییـــز میخــواهــد و چشــم هـای عاشقـتــــ را
نگــاهــت را از مــن نگیـــر
ایـن پاییـــز را عاشقـــم بـاش لطفــــاً !

روی قلبی نوشته بود
"شکستنی است مواظب باشید"
روی قلب من نوشته
"شکسته است راحت باشید"
داشتن دست هایت مثل لمس الماس خورشید است...
دلچسب و ناممکن
...
شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست...
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1