امروز صبح ناگهان متوجه شدم چند نفر دارن تعقیبم میکنن .
خیلی ترسیده بودم . خدا رو شکر برادران نیروی انتظامی بموقع رسیدند
و ان سارقان متواری شدند سپس با اسکورت برادران انتظامی به منزل رسیدم .
در انجا بود که فرمانده عزیزشان برایم توضیح داد
که هنگام خرید نان سنگک حتما موارد ایمنی را رعایت کنم
و در ملاء عام با نان سنگک حرکت نکنم که مبادا مورد سوء قصد قرار گیرم .
الانم که دارم نان سنگک میخورم تنم داره مثل بید میلرزه .
بچه ها خواهشن مواظب باشید .
کوچولوها رو واسه خرید نان بیرون نفرستید ….
پلیس نان جا

سلام. به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید؛ جهت اطلاع از قیمت نان عدد ۱، ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد ۲، طرحهای تشویقی رنگی عدد ۳ و شرکت در قرعه کشی پنج نان رایگان در هفته عدد ۴ را فشار دهید.

ﺣﯿﻒ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﻮﻟﻤﻮﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﻧﻮﻥ ﺑﺨﺮﯾﻢ…
.
.
.
.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ
ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺁﺑﮕﻮﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻗﻪ ﻃﻼﯾﯽ ﺗﯿﻠﯿﺖ ﮐﻨﯿﻢ ..
ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺫﻫﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺭﺍ
ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺮﺩﻩ :
.
.
.
.
.
.
.
ﭼﺮﺍ ﻫﺮﮐﺎری میکنیم مردم از گشنگی نمیمیرن?

عروس خانم برای بار سوم میپرسم،:
آیا وکیلم شما را با مهریه ۱۴ قرص نان سنگک به عقد داماد درآورم؟
حاج آقا دوجعبه گوجه هم اضافه کن
صلوات بفرستید
ببلللله

به دختر بچه ی پنج ساله تو پارک گفتم
وای عمویی چقدر نازی تو موش بخورتت
.
.
.
گفت خفه شو کثافت چش چرون بی ناموس
بی پدرمادر بیکار و بی عار جامعه مایه ی ننگ همه ی ایرانیا
.
.
شانس آوردم مسلح نبود توله سگ

یارو با بنز میره پمپ بنزین
پمپ بنزینیه مى گه پورشه؟
یارو میخنده میگه نه بنزه
پمپ بنزینیه میگه عامو گوه نخور، باک رو میگم

دقت کردین مردها از حموم میان خوشگلتر میشن،
اما خانومها که از حموم میان زشت تر میشن!!
لامصب آب مکر و حیله خانومها رو میشوره میبره….
بر میگردن به تنظیمات کارخونه!!

هـمسـایـمون اومـده خـونـمون مـیگه کـلنـگ داریـن؟
بـابـام مـنو نـشون مـیده
مـیگه ایـنـاهـاش ایـنـو بـبـر حـکـم کـلـنگـو تـو خـونـه مـا داره
.
.
.
بـریـد کـنار مـهـر و مـحـبت مـیـپاشه رو سـر و صورتـتـون

بعضی دخترا همچین زیر چشمشون خط میکشن
انگار قراره تو امتحان بیاد!!!!!! خخخخخ

مورد داشتیم زن و شوهره دعواشون شده
و زنه میخواسته قهر بره خونه باباش،
بعدش یادش افتاده خونه باباش وای فای نداره.
هیچی دیگه شام قرمه سبزی پخته
و الان کلی خوشبختن…….

امیدتو از دست نده!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
وقتی از کپک، پنی سیلین درمیاد!
از تو هم بالاخره یه چیز در میاد!

ﺯﻥ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﻣﺮﺩ : ﺁﺭﻩ ﺧﯿﻠﯽ
ﺯﻥ : ﺑﻬﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ
ﻣﺮﺩ : ﭼﺠﻮﺭﯼ؟
ﺯﻥ : ﺑﺮﻭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﺑﺠﻨﮓ
ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺁﺧﻪ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﺑﺠﻨﮕﻢ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺗﯿﮑﻪ
ﺗﯿﮑﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺑﻌﺪﺵ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯﻡ
ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ … ﯾﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻮ؟ !
ﺯﻥ : ﻭﺍﯾﺒﺮﺕ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﺑﺨﻮﻧﻢ :)
ﻣﺮﺩ : ﮐﻮ؟ ﮐﺠﺎﺱ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺮ ﭘﺪﺭﺳﮓ؟
کجاس برم پاره پارش کنم؟؟؟

تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان
در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به استاد می گفتیم !

ﻋﺼﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺯﯾﺒﺎ، ﯾﮏ ﻭﻛﻴﻞ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻟﯿﻤﻮﺯﯾﻦ ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺷﯿﺸﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻋﻠﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺵ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ ﺷﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ” ﭼﺮﺍ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯾﺪ؟”
ﻣﺮﺩ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ، ” ﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻣﺠﺒﻮﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ.”
ﻭﮐﯿﻞ ﮔﻔﺖ” :ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﻏﺬﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ.”
ﺍﻣﺎ ﺁﻗﺎ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭ ﺩﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ. ﺁﻧﻬﺎ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﻭﻛﻴﻞ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ،” ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﻭﺭ” ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻔﺖ، ” ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﯿﺎ.”
ﻣﺮﺩ ﺩﻭﻡ ﺁﻫﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ، “ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﮏ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﺷﺶ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭﻡ!”
ﻭﻛﻴﻞ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ، “ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﻭﺭ.” ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻭﻛﻴﻞ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ،
ﺁﻗﺎ، ﺷﻤﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ. ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﭙﺎﺱ ﮔزﺍﺭﻳﻢ
ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺑﺮﻳﺪ.
ﻭﻛﻴﻞ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﺮﺳﻨﺪﻡ. ﺷﻤﺎ ﻋﺎﺷﻖﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﺪ؛
ﻋﻠﻒ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﻳﻚ ﻣﺘﺮ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ”
محبت خیلی از آدما هم همینجوریه…….

|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4