خانه ات زيباست
نقش هايت همه سحرانگيز است
پرده هايت همه از جنس حرير
خانه اما بي عشق ، جاي خنديدن نيست
جاي ماندن هم نيست
بايد از كوچه گذشت
به خيابان پيوست
و تكاپوي كنان
عشق را بر لب جوي و گذر عمر و خيابان جوئيد
عشق بي همهمه در بطن تحرك جاريست
*****
تن تماميّت زيبايي پيراهن نيست
مهرباني با تن، مثل يك جامه به هم نزديكند
و اگر مي خواهيم روزهامان
همه با شب هامان
طرحي از عاطفه با هم ريزند
گاهگاهي بايد
به سر سفره ی دل بنشينيم
قرص ناني بخوريم
از سر سفره ی عشق
گام هامان بايد
همه ی فاصله ها را امروز
كوتاه كنند
و سر انگشت تفاهم هر روز
نقب در نقب دري بگشايد
دري از عشق به باغ گل سرخ
"و بينديشيم بر واژه ی "دوستت دارم
(محمدتقي خاني - متخلص به آرام)
















