
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر ، نامه رسان من و توست
گوش کن ، با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
* * * * * *
چه حکایت عجیبی است هوای پاییز
تنها را تنها تر می کند و عاشق را عاشق تر . . .
* * * * * *
مزرعه که درو شد کلاغ هم رفت
بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود
که برای نیازش “تنهاییش” را پر کرده بود . . .
* * * * * *
راه که می روی ، عقب می مانم
نه برای این که نخواهم با تو هم قدم باشم
می خواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم
می خواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . .
تو فقط برای منی !
* * * * * *
آدم در مورد بقیه خیلی راحت میتونه بگه : “فراموشش کن” . . .
* * * * * *
گاهی آنقدر دلم هوایت را می کند
شک می کنم به این که ، این دل مال من است یا تو . . .
* * * * * *
خداوند نمی خواهد ما به هم برسیم
می دانی دلیلش چیست ؟
می داند که اگر کنارم باشی
دیگر هیچ وقت ، هیچ چیز
از او نخواهم خواست
* * * * * *
گفته بودم بی تو سخت می گذرد بی انصاف !
حرفم را پس می گیرم
بی تو انگار اصلاً نمی گذرد . . .
* * * * * *
ستاره در هوا می بینم امشب
زمین در زیر پا می بینم امشب
خدایا مرگ ده تا جان سپارم
که یار خود جدا می بینم امشب
* * * * * *
انصاف نبود ، رفتنت باخودت باشد
فراموش کردنت با من . . .
* * * * * *
لایق پرستش است
کسی مثل تو
که در این بی مهری ها
بی چشم داشت محبت می کند . . .
* * * * * *
برایم فرقی نمی کند که این شهر لعنتی چقدر ساختمان و خانه و خیابان دارد
وقتی تو در این شهر نباشی ، من برج زهرمارم !
* * * * * *
نترس عشقم ، این پرنده با مشتی دانه ، اهلی هیچ دلی نمی شود
وقتی پرواز را فقط در آسمان تو آموخته . . .
* * * * * *
لعنت به تو ای “دل”
که همیشه جایی جا می مانی
که تو را نمی خواهند !
* * * * * *
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9