مشاوره،اجراء و نظارت -----ISSR,SSQR,ISO9001,IATF16949
جایی که خدا می خواهد باشم
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394
نویسنده : rmzirn

 

http://www.hammihan.com/users/users2015/status/original/HamMihan-2015455353365216271444582556.1042.jpg

 
داستان مردی را شنیدم که هرگز نمی شناختم و حتما خود خدا می خواست این داستان را بشنوم!
او رئیس واحد امنیت شرکتی بود که بعد از حادثه ی غم انگیز یازدهم سپتامبر (که منجر به فرو ریختن برج های دوقلوی تجارت جهانی در آمریکا شد) از بازماندگان شرکت های دیگر دعوت کرد تا از فضای در دسترس اداره ی خود، آنها هم استفاده کنند.
او با صدایی پر از وحشت، داستان زنده ماندن این افراد را که جان سالم به در برده بودند برای بقیه نقل کرد و همه ی این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود.
 
مدیر شرکت، آن روز نتوانست به موقع سر کار خود حاضر شود چرا که روز اول کودکستان پسرش بود و باید شخصا در مهدکودک حضور می یافت.
 
شخص دیگری به خاطر اینکه آن روز نوبتش بود که کیک سر کار بیاورد، به خاطر خریدن کیک دیرتر به سرکار خود رسید و زنده ماند.
 
یکی از خانم ها دیرش شده بود، چون ساعتش سروقت زنگ نزده بود.
 
یکی دیگر، نتوانست به موقع به اتوبوس برسد.
 
و دیگری، غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر عوض کردن لباسش تاخیر کرده بود.
 
اتومبیل یکی هم هر چقدر استارت زده بود، روشن نشده بود.
 
یکی دیگر درست موقع خروج از منزل، به خاطر جواب دادن به زنگ تلفن، مجبور شده بود برگردد.
 
یکی دیگر به خاطر تاخیر بچه اش در حاضر شدن، نتوانست سروقت در محل کار خود حاضر شود. یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود.
 
و اما یکی که مرا خیلی تحت تاثیر قرار داده بود، کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو که به تازگی خریده بود می پوشد. او مسافت زیادی را با وسایل مختلف طی می کند تا به موقع سرکار خود حاضر شود؛ اما قبل از اینکه به برج ها برسد، متوجه میشود که پاهایش به خاطر کفش های نواش تاول زده. او کنار یک داروخانه می ایستد تا یک چسب زخم بخرد و همین امر سبب زنده ماندنش می شود.
 
به همین خاطر هروقت در ترافیک گیر می افتم، آسانسوری را از دست می دهم، مجبورم برگردم تا تلفنی را جواب دهم و همه ی چیزهای کوچکی که آزارم می دهد، با خودم فکر میکنم که اینجا دقیقا همانجایی است که خدا می خواهد من در آن لحظه آنجا باشم.

دفعه ی بعد که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است، بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند، نمی توانید کلید ماشین تان را پیدا کنید، با چراغ قرمز روبرو می شودید، عصبانی یا افسرده نشوید، بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست....
 
لطفا این داستان را برای دوستانتان هم بخوانید تا بدانند که آنها جایی هستند که خداوند می خواهد باشند.
 
برگرفته از کتاب "من، منم؟!"

|
امتیاز مطلب : 119
|
تعداد امتیازدهندگان : 27
|
مجموع امتیاز : 27
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد ﷺ وَ آلِـ مُحَـمَّد ﷺ وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم ♥♥♥♥♥ به نام خدایی که ماهی کوچک قرمز را محتاج دریای بی کران آبی کرد... ♥♥♥♥♥ رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (80/اسراء) پروردگارا ! مرا در هر کاری به درستی وارد کن و به درستی خارج ساز واز جانب خود برایم حجتی یاری بخش پدید آور ! ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)*..... صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللَّهُمَّ صَلِّ علی ، علی بْنِ موسي الرِّضَا مرتضي الامام التَّقِيَّ النَّقِيَّ وَ حُجَّتِكَ علی مِنْ فَوْقِ الارض وَ مَنْ تَحْتِ الثري الصِّدِّيقُ الشَّهِيدُ صلاه كَثِيرُهُ تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كَأَفْضَلِ ماصليت عَلَيَّ أَحَدُ مِنْ اوليائک... پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ 09141050409

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران