مشاوره،اجراء و نظارت -----ISSR,SSQR,ISO9001,IATF16949
تابستان خود را چگونه گذراندید؟
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394
نویسنده : rmzirn

به نام خدا

ما امسال تابستان عجیبی داشتیم. هنوز درست و حسابی شروع نشده بود که شنیدیم: ‌«یک عدد دکل گم شده‌» . من از دوستم اسکندر پرسیدم: ‌«مگر می‌شود یک دکل خود به خود گم شود؟‌» اسکندر گفت: ‌«چرا نشود. مثلاً ما کچ‌های تخته سیاه را بر می‌داریم بعد به آقا معلم می‌گوییم گم شده.‌» پدرم که حرف‌های ما را شنیده بود، مهربانانه به سمت من آمد و من را کتک زد و گفت : ‌«گچ دزد، عاقبت دکل دزد می‌شود.‌»

در تابستان امسال برنامه ماه عسل هم پخش شد و خیلی خوب بود چون ما مثل هر سال دور هم می‌نشستیم و زار زار خون گریه می‌کردیم . همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت تا اینکه یک دختر خانم که در عروسی‌ها پوز می‌داد و یک پسر علاقه‌مند به پرش عاشقانه از ارتفاع به برنامه آمد. بعد از این ماجرا پدرم روی تمام کانال‌های صدا و سیما قفل والدین گذاشت و من را کتک زد تا از بدآموزی جلوگیری کند.

چند روز بعد گفتند: ‌«دعواهای هسته‌ای به پایان رسیده.‌» ما هم بسیار خوشحال شدیم و به خیابان رفتیم و من کمی حرکات موزون انجام دادم، وقتی به خانه برگشتیم، پدرم من را کتک زد. داشتم به علت کتک خوردنم فکر می‌کردم که پدرم در حالی که روزنامه‌ای زیر بغلش بود، گفت: ‌«غرب سر ما کلاه گذاشته، اون‌وقت توی بزغاله میری حرکات موزون انجام میدی؟ رقاص؟‌» سپس همان روزنامه را لوله کرد و در حلق من قرار داد.

یک روز با شوق فراوان کلیپ آهنگ عموتتلو را به پدرم نشان دادم و گفتم : ‌«این همونیه که می‌گفتی بَده. نگاه کن ببین رو ناو ارتش داره میخونه.‌» پدرم به دقت کلیپ را تماشا کرد و به سمت من آمد و مرا بوسید و دوباره کلیپ را نگاه کرد و به سمت من آمد و من را کتک زد و گفت : ‌«خالکوبیشو الان دیدم. بار آخرت باشه از این چیزا تو موبایلت می‌بینم.‌»

در یکی دیگر از روزهای زیبا و نکبتبار تابستان با پدرم برای خرید به هایپر مارکت ‌«اصغر بقال‌» رفتیم. در آنجا شنیدیم که مردم تصمیم دارند خودروي صفر ایرانی خریداری نکنند. به پدرم گفتم: ‌«بیا ما هم با مردم همراه شویم‌». با شنیدن این سخن پدرم فیالمجلس من را کتک زد و گفت: ‌«ای خیانتکار، کاش بین سقف و بلبرينگ پراید کتلت می‌شدم و این صحنه را نمی‌دیدم که پسر گوساله‌ام به صف خائنین پیوسته!‌»

در همین اواخر به پدرم گفتم: ‌«پدر بر اساس نظر سنجی یک موسسه، ایرانی‌ها عصبانی‌ترین مردم جهان شناخته شدند. من یاد شما افتادم که با عصبانیت، کلا تابستان ما رو نابود نمودید‌». پدرم با نرمی پاسخ داد: ‌«پسرم منو ببخش. عصبانیت من از سر دلسوزیه، واسه اینه که در آینده فرد مفیدی برای جامعه باشی‌». واقعا لحظه عجیبی بود. سکوتی سنگین محیط را فرا گرفته بود. پدرم اتاق را ترک کرد و من در پشت پنجره در حالی که به افق می‌نگریستم به امید رسیدن پاییزی دل انگیز بودم که یه‌دفعه پدرم از پشت، بروس‌لی وار با حرکت پامرغی به سمتم حمله کرد و من را کتک زد و گفت: ‌«این آخرین کتک رو هم بخور پسرم که دفعه دیگه به آمار موسسات غربی استناد نکنی‌».

این بود انشای من‌

 

عليرضا مصلحي (روزنامه قانون)


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد ﷺ وَ آلِـ مُحَـمَّد ﷺ وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم ♥♥♥♥♥ به نام خدایی که ماهی کوچک قرمز را محتاج دریای بی کران آبی کرد... ♥♥♥♥♥ رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (80/اسراء) پروردگارا ! مرا در هر کاری به درستی وارد کن و به درستی خارج ساز واز جانب خود برایم حجتی یاری بخش پدید آور ! ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)*..... صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللَّهُمَّ صَلِّ علی ، علی بْنِ موسي الرِّضَا مرتضي الامام التَّقِيَّ النَّقِيَّ وَ حُجَّتِكَ علی مِنْ فَوْقِ الارض وَ مَنْ تَحْتِ الثري الصِّدِّيقُ الشَّهِيدُ صلاه كَثِيرُهُ تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كَأَفْضَلِ ماصليت عَلَيَّ أَحَدُ مِنْ اوليائک... پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ 09141050409

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران