استاد توی درسش گفت :بهترین سال های عمرم را درآغوش زنی گذراندم که همسرم نبود!طلبه های حاضر در مسجد همه تعجب کردند.
بعد استاد ادامه دادبله ،در آغوش مادرم تربیت شدم!
همه تکبیر گفتندوتوی چشم خیلیها اشک جمع شد.
یکی از شاگردان رفت توی خونه دید همسرش توی آشپز خانه داره غذا حاضرمیکنه،بهش گفت: بهترین سالهای عمرم رو توی آغوش زنی گذروندم که همسرم نبود!
زن گفت :چی!!!!؟
ومردقبل ازاینکه حرفشو کامل کنه از هوش رفت. و هنوز به خاطر هاونی که به سرش خورده به هوش نیومده!
***********************
تا بداند که به زن نمی شه جمله ای گفت که وسطش کاما (،) باشه.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0