ﮐﺠﺎ ﭘﻨﻬﺎﻧﺖ ﮐﻨﻢ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺩﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﻢ،
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺻﺪﺍﯾﻢ
ﻭﺗﻮﺍﺯﻥ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﻢ
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ...
نزار قباني
گاهی باید رفت و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت
مثل یاد ، مثل خاطره ، مثل لبخند ...
رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی ، بروی
و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی ، بمانی
این چه عادتی ست تو به من داده ای
که باید پیوسته به یاد تو باشم؟؟
فرنگیس
سعید نفیسی
خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو از راه می رسد
و آنچه زیبا نیست
زندگی نیست
روزگار است.
شمس لنگرودی
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید...
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!
تو که باشی بس است
مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟
مثل قالی نیمه تمام … به دارم کشیدهای
یا ببافم … یا بشکافم …
اول و آخر که به پای تو می افتم . . .
بالاترین آرزویم برایت این است :
حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، میدانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم بیجاست ، میدانی ؟
در شهر من این نیست راه و رسم دلداری
باید بفهمم تا چه حدی دوستم داری
هرکس نگاهت کرد چشمش را درآوردم
شد قصه ی آقا محمدخان قاجاری !
تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو
بر روی پیشانی ام نوشته شده
تو باید باشی تا با لبهایت
آن را برای من رقم بزنی . . .
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را !
دلتنگ روزهایی هستم
که معنای خداحافظ ، تا فردا بود . . .
یک دم رخ زیبای تو از دیده گذر کرد
آنی آتش عشق تو در دل فوران کرد
دل گفت غنیمت شمرید این دم و لحظه
چشم ، چشمک زد و عکست قاب دل کرد . . .
بادی که بوی پیرهنت را میاورد
ده درصدش هواست ، نود درصدش شراب !
هوا هر چقدر هم زمستان باشد
مهم نیست آغوش تو تابستانِ من است . . .
خوش خط و خال من
ببخش که هنوز
پونه مانده ام . . .
یادت تمام هستیم را در خودش گم میکند
مجنونتر از مجنون مرا در چشم مردم میکند
من بی حضورت ، “با تو” در یک خانه در ذهنم قرین
یاد تو قلبم را پر از حس ترنم میکند . . .
” تو ”
در کنارِ خودت نیستی و نمیدانی
در کنار ” تو ” بودن
چه حالی دارد . . .
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0