
14. جیان لوئیجی بوفون
او یک نیروی نفوذناپذیر است. کاپیتان تیم ملی ایتالیا و صدای بلند خط دفاعی این تیم است و بی شک بزرگترین دروازه بانی است که عرصه فوتبال به خود دیده است. او با قامت بلندی که دارد، مناسب دروازه بانی است و سرعت تصمیم گیری، حس رهبری و قابلت استثنایی اش در مهار شوت از او نمونه ای بی بدیل ساخته است.
او که تمام دقایق جام جهانی 2002 بازی کرده بود، اثبات کرد که می تواند در سخت ترین لحظات فوتبال که همانا ضربات پنالتی است کنترل خود را حفظ کند. یکی از این پنالتی ها را آن یونگ هوان در بازی یک چهارم نهایی روانه دروازه بوفون کرد که او توانست دست این بازیکن را بخواند و توپ را روانه اوت کند. اگرچه ایتالیا در آن بازی حذف شد، ولی بوفون اثبات کرد که یک نیروی مثبت در دروازه ایتالیا است.
در جام جهانی بعدی بوفون توانست با 5 کلین شیت و دریافت تنها 2 گل و فتح جام جهانی جایگاه خود را به رخ جهانیان بکشد.
بازی فینال سال 2006 بین ایتالیا و فرانسه بازی دشوار و نفس گیری بود و علی رغم دو گل بازی که در 20 دقیقه اول بازی به ثمر رسیده بود بقیه بازی در تنش و اضطراب برای دو تیم تا پایان وقت های اضافه پیش رفت.
تنها با پذیرفتن یک گل از روی نقطه پنالتی توسط زیدان، بوفون قلب و مغز تیم اش به حساب می آمد. او همچنین با مهار یکی از شوت های نفس گیر زیدان مسئول دوام آوردن تیم اش تا لحظات پایانی بود. تنها یک سیو توانست رأی به قهرمانی چهارم ایتالیا در جام جهانی دهد. او همچنین با بسته نگاه داشتن دروازه اش به مدت 453 دقیقه موفق به دریافت جایزه لو یاشین و عنوان با ارزش ترین بازیکن جهان از طرف فیفا شد.
در جریان بازی های انتخابی جام جهانی 2014 بوفون توانست رکورد حضور در تیم ملی را بشکند و با سه مهار موقعیت حتمی گل بازیکن زمین شناخته شود.
15. بابی چارلتون
او را به خاطر گل هایش به یاد نمی آورند، او به خاطر گل های مهم اش شهره است. او زمانی که تیم به او احتیاج مبرم داشت به کمک تیم می آمد. شهرت او در خارج از زمین بازی در دهه 1960 پس از قهرمانی در جام جهانی و قهرمان با منچستر یونایتد در کاپ اروپا در رسانه های انگلیس گفته می شد که کودکانی در برخی کشورهای جهان هستند که تنها دو کلمه انگلیسی بلد هستند: "بابی" و " چارلتون". چارلتون که از او دعوت شده بود تا در تیم ملی
انگلیس بازی کند در 11 اکتبر 1937 متولد شد. او در یک خانواده طرفدار فوتبال به دنیا آمد و مادرش که همواره یکی از تماشاچیان دو آتشه مسابقات فوتبال بود او و برادران دیگرش را با فوتبال و آموزش های ابتدایی آن آشنا کرده بود.
او در 17 سالگی به عضویت تیم ملی درآمد و در چهار جام جهانی شرکت کرد. از جمله این جام های جهانی، جام 1966 بود که انگلیس توانست اولین و تنها قهرمانی را در خاک خود جشن بگیرد. او در سال 1970 در حالی که 106 بازی ملی داشت، خداحافظی کرد. 49 گلی که او در رقابت های مقدماتی و نهایی جام جهانی به ثمر رسانده هنوز دور از دسترس است.
او به عنوان اخلاق ورزشی و متانت اش مورد توجه هواداران بوده است و در سال 976 به او نشان مخصوص امپراطوری بریتانیا داده شد و در سال 1984 به عضویت هیأت مدیره منچستر یونایتد در آمد. پُستی که تا به امروز حفظ کرده است. در سال 1994 به او لقب شوالیه اعطا شد.
16. کافو
مدافعان بندرت به اندازه کافی مورد نظر قرار می گیرند. ولی عملکرد کافو در جام های 1994 و 2002 فراتر از آن بود که بتوان از آن چشم پوشی کرد.کافو یکی از بهترین مدافعان جهان بود و تنها بازیکنی است که در سه فینال جام جهانی حضور داشته است. او توانست از این نظر بسیاری از مهاجمان و هافبک های برجسته جهان را پشت همراه شد ولی وقتی جورجینیو به دلیل آسیب دیدگی بازی های مرحله نهایی را از دست داد، نوبت به او رسید. او با بازیهای خوب اش توانست با برزیل پس از 25 سال به قهرمانی جهان برسد و جایگاه خود را تثبیت کند.
برزیل به عنوان تنها تیمی که توانسته بود چهار بار فاتح جام شود، مطرح شد و این بازی به عنوان اولین دیدلری که سرنوشت اش توسط ضربات پنالتی مشخص شده بود، به ثبت رسید.
سال 1994 برای کافو و دیگر بازیکنان برزیل سال خاصی بود. او اولین حضورش در جام جهانی را در خاک آمریکایی تجربه می کرد که برای اولین بار میزبانی را پذیرفته بود. علی رغم ضعف میزبانی این تورنمنت به یکی از با کیفیت ترین جام ها تبدیل شد.
او در سال 1994 برترین بازیکن آفریقای جنوبی شد. پس از شکست در دیدار فینال جام 1998، کافو بار دیگر در سال 2002 به رقابتها بازگشت تا بار دیگر فاتح جام جهانی باشد.
17. اوه زیلر
متأسفانه برخی از بهترین بازیکنان از فتح جام باز مانده اند. این قضیه در مورد اوه زیلر صحت دارد. او چهار جام جهانی پیاپی از 1958 تا 1970 در تیم ملی آلمان حضور داشت ولی موفق به فتح جام نشد. جالب اینکه آلمان قبل از حضور او در سال 1954 و پس از خداحافظی او در سال 1974 موفق به این مهم شده بود. با این وجود کیفیت های ورزشکارانه او به همراه خلاقیت و گلزنی هایش همواره در اذهان جاودان مانده است. او که هم استاد ضربه های برگردان و هم ضربه های سر خوبی می زد، دروازه بانان را به وحشت می انداخت چون در مقابل او هم باید مراقب زمین بودند و هم هوا. در جام جهانی 1970 یکبار با پشت سر توپ را وارد دروازه کرد.
او اگرچه استاد به ثمر رساندن گل های زیبا و فنی بود، ولی از نظر خودش تنها گل زدن برایش مهم بود نه کیفیت گل های زده شده. یکبار خودش در اینباره گفت:" هرگز به زیبایی گل ها فکر نکردم. تنها چیزی که برایم مهم بود گذر توپ از خط دروازه بود."
او در 21 بازی برای آلمان غربی بازی کرد که در زمان خود یک رکورد بود. او نه تنها یک مهره ثابت برای آلمان محسوب می شد.
بلکه نیروی اصلی گلزنی هم محسوب می شد. او در نه بازی گلزنی کرد. رکوردی که سالها بعد توسط کلینزمن و رونالدو برزیلی شکسته شد.
او در طی این سالها سه بار تا یک چهارم نهایی و یک بار تا فینال در سال 1966 پیش رفت ولی هرگز نتوانست مقام قهرمانی را با آلمان تجربه کند.
18. میشل پلاتینی
او با توانایی استثنایی خود برای بازی خوانی و هدایت تیمی بی شک یکی از بزرگترین رهبران فوتبال در تاریخ این رقابت ها است. قابلیت او در ارسال پاس های هنرمندانه فرانسه را قادر ساخته بود تا در برابر متراکم ترین خطوط دفاعی موفق باشد. او توانست تیم خود را به قهرمانی جام ملت های اروپا برساند. او به عنوان یکی از بهترین تمام کننده ها و کاشته زن ها معروف است. با رهبری پلاتینی تیم فرانسه توانست در سال 1978 برای اولین بار پس از سال 1966 به جام جهانی راه پیدا کند.
آنها در آن سال نتوانستند از مرحله گروهی صعود کنند ولی به نظر می رسید که تیم ایتالیا استراتژی دفاعی خود را برای مهار پلاتینی برنامه ریزی کرده باشد.
پس از حضور موفقانه در رقابت های سال 1978 پلاتینی به عنوان کاپیتانی تیم فرانسه انتخاب شد و پیراهن شماره 10 که مختص بازیساز زمین است به او داده شد. اولین کاری که او کرد حصول اطمینان از صعود به جام جهانی در سال 1982 بود. بازی تعیین کننده در برابر هلند و ضربه کاشته زیبای پلاتینی امید را به کمپ فرانسه آورد و آنها خود را در جمع تیم های حاضر در جام دیدند.
فرانسه تا بازی های نیمه نهایی جام جهانی صعود کرد تا در آن مرحله برابر آلمان بزرگ صف آرایی کند. خطای پنالتی شوماخر می توانست رأی به پیروزی فرانسه دهد ولی این تیم ملی آلمان بود که در نهایت در ضربات پنالتی فرانسه را شکست دهد.
پی از شکست دوباره برابر آلمان در جام جهانی 1986 پلاتینی کفش هایش را آویخت. ولی تخصص او در فوتبال باعث شد تا او به عنوان مدیر تیم ملی انتخاب شود. او هنوز با سمت ریاست اتحادیه فوتبال اروپا در خدمت فوتبال است.

19. یورگن کلینزمن
 |
بی740;شک مطالب زیادی را می توان در مورد بازیکنی نوشت که هم به عنوان بازیکن و هم به عنوان مربی تیم اش را به مراحل پایانی رقابت ها رسانده است. او یکی از ارکان برتری تیم اش در دهه 1990 (به عنوان بازیکن) و 2006 (به عنوان مربی) بوده است. او در بوندس لیگا یک ماشین گلزنی بود و پس از ثبت 19 گل در 35 مسابقه توانست نظر باشگاه پیشرو آن زمان اشتوتگارت را به خود جلب کند. در آنجا هم گلزنی هایش را ادامه داد و عنوان آقای گلی رقابت ها را کسب کرد. او چیرگی خود در امر گلزنی را در باشگاه های اینترمیلان، موناکو و تاتنهام حفظ کرد و این رویه کسب مقام هایی را برای او و تیمش تثبیت کرد. در سال 1990 از او برای بازی در تیم ملی دعوت شد و او تمام تلاشش را برای تیم ملی کشورش صرف کرد.
پس از صعود به مرحله یک شانزدهم و حضور در برابر هلند او توانست دفاع تیم ملی هلند را مشغول خود کند. فشار بر روی تیم هلند زیاد بود تا اینکه هم تیمی اش رودی فولر از زمین بازی اخراج شد. با این وجود کلینزمن آنقدر فشار آورد تا خط دفاع هلند تسلیم شد. پس از این گل راه تیم آلمان برای صعود به مراحل بالاتر و فتح جام پس از شکست آرژانتین هموار شد.
سال 1994 هم برای کلینزمن با موفقیت همراه بود. او با به ثمر رساندن 5 گل تیمش را تا مرحله یک چهارم نهایی بالا برد. تا سال 1998 او توانست به عنوان سومین گلزن برتر تاریخ فوتبال آلمان انتخاب شود. او اولین بازیکنی بود که در سه تورنمنت متوالی توانسته بود حداقل سه گل به ثمر برساند. این رکورد توسط رونالدو برزیلی شکسته شد.
بسیاری از بازیکنان پس از بازنشستگی تأثیر خود را از دست می دهند ولی کلینزمن توانست در عرصه مربیگری نیز با تکیه بر قابلیت های مربیگری اش افتخاراتی را به دست آورد. پس از کسب مقام سومی در جام جهانی 2006 او در ایالات متحده به کسب افتخارات خود ادامه می دهد و به نظر می رسد که بتواند تیم آمریکا را به قهرمانی گلد کاپ کنکاکاف برساند.
20. جرزینیو
بازی با نتیجه 0-0 برابر انگلیس در جریان بود و تمام گلزنان اصلی برزیل مانند پله، توستائو و کارلوس آلبرتو داشتند با پاس کاری راهی به دروازه انگلیس باز کنند. برنده بازی راهی بازی یک چهارم نهایی می شد. در میان تعجب همگان این جرزینیو جوان بود که توانست گل برتری بخش برزیل را به ثمر برساند. جرزینیو در ادامه سنت بازیکنان بزرگی پا به عرصه گذاشت که آوازه ای جهانی داشتند ولی توانست خود را دربین آنها مطرح کند. الگوی او گارینچا بود. او بسیار سریع حرکت می کرد و شوت های کشنده ای داشت. او که به خاطر حرکات سریع به طوفان معروف بود، اولین بار در سال 1966 در جام جهانی برای برزیل بازی کرد. در سن 21 سالگی او توانست شانس این را داشته باشد که در کنار الگوی دوران کودکی اش گارینچا بازی کند.
علی رغم نمایش خیره کننده برزیل وداعی زودهنگام با جام داشت و در مرحله یک چهارم نهایی از دور رقابت ها حذف شد.
پس از خداحافظی گارینچا از فوتبال جرزینیو بخت اول جبران فقدان او شد. انتقال جرزینیو از بال راست به چپ توانست قابلیت های او را بیش از پیش بنمایاند و او در جام جهانی 1970 فوق ستاره تیمش بود. او از اینکه گل معروفش را در مرحله آغازین رقابت ها به ثمر رساند روند گلزنی اش را ادامه داد و با به ثمر رساندن 6 گل دیگر برزیل را فاتح جام کند. او در جام 1974 هم دو گل به داشته های خود اضافه کرد تا آمار خیره کننده 12 گل در جام را به خود اختصاص دهد. او تنها بازیکنی است که در تمامی رقابت های جام جهانی گل زده است. البته شهرت او تنها به خاطر گل هایش نست. شوت های سرکش و کشنده او بی رقیب بود که توانست میراث فوتبالی کشورش را غنی تر از گذشته کند.
21. پائولو مالدینی
وقتی در مورد برترین بازیکنان صحبت می شود، شاید مدافعان آخرین کسانی باشند که به نظر برسند و مهاجمان و دروازه بانان امکان انتخاب شدن بیشتری دارند. با این وجود این حرف را نمی توان در مورد پائولو مالدینی زد که در برابر ترسناک ترین مهاجمان تاریخ فوتبال ایستادگی کرد.در سن 22 سالگی در جام 1990 در خط دفاعی ایتالیا جای گرفت. حتی پیش از این تاریخ او بخاطر رویکرد مدرنی که نسبت به این پُست داشت، توانسته بود اسم و رسمی برای خود به هم بزند.
تیم ایتالیا توسط مالدینی خط دفاعی نفوذناپذیری را ترتیب داده بود که تا پیش از بازی نیمه نهایی برابر آرژانتین گلی را دریافت نکرده بود. با این وجود کارکرد مالدینی بدون پاداش نماند. او توانست خود را به عنوان یکی از برترین مدافعان جام معرفی کند.
سال 1994 را می توان
سال مالدینی نامید. او به کمک دیگر هم تیمی افسانه ای خود روبرتو باجو ایتالیا را تا مرحله فینال رقابت ها پیش برد. ولی رؤیای قهرمانی برای او به حقیقت نپیوست. آنها در فینال در ضربات پنالتی بازی را به برزیل واگذار کردند. این نزدیک ترین فاصله ای بود که او تا فتح جام داشت. نام او در بین برترین بازیکنان در تیم برگزیده جام نقش بست. افتخاری که پدرش در سال 1962 به آن نائل شده بود.
مالدینی دو بار دیگر در سالهای 1998 و 2002 در جام جهانی حضور داشت ولی هر دو این حضورها برای ایتالیا میوس کننده بود.
اگرچه او نتوانست فاتح جام جهانی باشد، ولی به عنوان کسی که رویکردی نو در خط ایتالیا ابداع کرد، جایگاهی بی بدیل به خود اختصاص داد.
22. میروسلاو کلوزه
رکوردها برای شکسته شدن هستند. حداقل برای کلوزه اینطور بوده. او تا به حال رکورد گرد مولر را به چالش کشیده، با رونالدو به رقابت پرداخته و انتظار می رود این روند ادامه داشته باشد او اولین حضورش در تیم ملی را در بازی های انتخابی جام جهانی 2002 برابر آلبانی به انجام رساند. کمتر از دو دقیقه از حضورش در زمین نگذشته بود که با یک ضربه سر دروازه را گشود و منجر به برتری 2-1 تیم اش در آن بازی شد. او برای اینکه ثابت کند گل اش اتفاقی نبوده در بازی بعدی برابر تیم ملی یونان گلی را به ثمر رساند که موجب برتری 3-2 تیم اش شد.
نمایش استثنایی او در جام جهانی جایگاه ویژه ای رابرای او به ارمغان آورد و او توانست با 5 گل با ریوالدو برابری کند و به عنوان دومین گلزن برتر جام معرفی شود.
در جام جهانی بعدی او در تیمش نقش محوری داشت و در هر پیروزی نقشی کلیدی ایفا می کرد. او در بازی برابر کاستاریکا و اکوادور چهار گل به ثمر رساند.
او تنها یک گلزن حرفه ای نیست، بلکه پاسور حرفه ای نیز هست. او در پیروزی 2-0 تیمش برابر سوئد هر دو پاس گل را به پودولسکی داد. به پاس گل هایی که در جام جهانی 2006 به ثمر رسانده بود به عنوان آقای گل مسابقات کفش های مسابقات به او داده شد. او دومین آلمانی بعد از گرد مولر بود که این مقام را به دست آورد.
در سال 2010 بار دیگر در ترکیب اصلی قرار گرفت و با ثبت گل اول آلمان در برابر استرالیا ثابت کرد که هنوز تمام نشده است. او با ثبت 14 گل به رکورد 15 گل رونالدو نزدیک شد ولی در برتری دیدار رده بندی تیمش برابر اروگوئه نیمکت نشین شد.
در جام 2014 شاید شانس این را داشته باشد که رکورد رونالدو را هم بشکند.

23. لو یاشین
او که در کشورش بنام عنکبوت سیاه معروف بود، تهدیدی بود برای تمامی مهاجمانی که سعی می کردند شوتی را روانه دروازه اش کنند. او که همیشه سرتاپا سیاه می پوشید آخرین نفری بود که مهاجمان باید از او رد می شدند تا دروازه شوروی سابق را باز کنند. او بین سالهای 1957 تا 1970 در چهار جام جهانی شرکت کرد و در سال 2002 به عنوان یکی از افراد تیم رؤیایی فیفا انتخاب شد. او همچنین از طرف فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال به عنوان دروازه بان برتر قرن بیستم انتخاب شد.
او اهل مسکو بود و تمام مدت بازیگری اش را در تیم دینامو مسکو سپری کرد. او حدود دو دهه عضو تیم ملی شوروی بود و در هر دیدار تیم ملی نقطه فدرت تیم اش محسوب می شد. آنها در سال 1956 برنده المپیک تابستانی شدند و در جام جهانی 1958، 1962 و 1966 یکی از ارکان مهم تیم اش محسوب می شد. او در سال 1970 هم به جام جهانی رفت ولی اینبار به عنوان دروازه بان سوم و مربی دروازه بان ها. بهترین نمایش تیم شوروی در این دیدارها مربوط می شود به سال 1966 که آنها توانستند به مقام چهارمی جهان دست پیدا کنند.
یاشین آمار جالبی دارد. او در 13 بازی جام جهانی شرکت داشت و توانست 4 کلین شیت به ثبت برساند. ولی تنها اعداد نیستند که از یک بازیکن یک افسانه می سازند. سبک بازی او برای بازیکنان بعد از خودش الگو شد.
او تنها درون دروازه انتظار مهاجمان را نمی کشید، بلکه همواره با صدای بلند مدافعان را راهنمایی می کرد و با آنها حرف می زد.
او با سبک بازی خشن و روحیه ای بیش از یک شخصیت ساده جایگاه دروازه بان و فوتبال را منقلب کرد.

24. اوزبیو
او اصالتاً اهل موزامبیک بود و سرعت بازی اش آنجنان بالا بود که به او لقب " پلنگ سیاه" داده بودند، چون سرعت دریبل هایش مانند حرکات پلنگ زیاد و ماهرانه بود. او نقش اصلی را در اولین صعود تیم اش به بازیهای جام جهانی داشت. او با به ثمر رساندن هفت گل این مهم را به انجام رساند.
پرتغال برتری نسبی به حریفان داشت و اوزبیو توانست یکی از سه گل تیم اش را در پیروزی 3-1 برابر این تیم به ثمر برساند. در همان مرحله دو گل دیگر در آخرین بازی گروهی برابر برزیل، قهرمان جهان، به نام خود ثبت کرد تا باعث حذف زود هنگام برزیل از رقابت ها باشد.
در مرحله یک چهارم نهایی و در برابر کره شمالی او به یک ستاره بی بدیل تبدیل شد.
دقیقه 25 بازی بود که پرتغالی ها 3-0 عقب افتاده بودند. 3 دقیقه بعد اوزبیو با شوتی دیدنی دروازه را باز کرد. کمی قبل از اتمام بازی در نیمه اول گلی دیگر به ثمر رساند تا بازی 3-2 شود.
تنها در این زمان بود که کره ها پی به قدرت پلنگ سیاه بردند. ظرف دو دقیقه اوزبیو توانست دو بار دروازه کرده را باز کند که یکی از آنها از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید. نتیجه نهایی بازی 5-3 به نفع پرتغال بود و اوزبیو در همه آنها نقش داشت. 4 گل به ثمر رساند و یک پاس گل داد. هنوز در مورد آن بازی صحبت می شود.
او در جام دیگری بازی نکرد ولی در شناساندن فوتبال پرتغال به جهانیان اصلی ترین نقش را داشت. او در روز پنجم ژانویه 2014 در گذشت ولی میراثی که برای فوتبال کشورش به جای گذاشت همواره او را در خاطر فوتبال دوستان زنده نگاه خواهد داشت.

25. فابیو کاناوارو
برخی از بازیکنان برای گل زدن زاده شده اند. کاناوارو متولد شده بود تا جلوی آنها را بگیرد. هیچ افتخاری برای یک مدافع از این بالاتر نیست که به او لقب "دیوار برلین" بدهند. او با بازی های محکم خود بین سالهای 1997 و 2010 این لقب را برای خود خرید.او شم فوق العاده ای در تکل کردن داشت و حرکات مهاجم را پیش بینی می کرد. نقش او در مدیریت خط دفاعی انکارناپذیر بود.
او زمانی که در سال 1997 و در مسابقات انتخابی جام جهانی توانست جلوی آلن شیرر بایستد و حملات بی امان تیم انگلیس را خنثی کند، خود را به عنوان یکی از مستحکم ترین مدافعان جهان شناساند. ولی در نهایت این فرانسه بود که در جام جهانی 1998 و بازی های جام ملت های اروپا ایتالیا را به زانو در آورد. پس از اتمام جام جهانی 2002 و بازنشستگی مالدینی او به عنوان کاپیتانی تیم ملی انتخاب شد و توانست در سال 2006 با بی اثر کردن خط حمله فرانسه و فتح جام جهانی جایگاه خود را به عنوان مدافعی که تسلیم نمی شد مستحکم و جاودانه کند.
او توانست در جام جهانی 2006 به عنوان مستحکم ترین مدافع جام در کنار جیان لوئیجی بوفون تنها بازیکنانی باشند که تمام دقایق جام جهانی بازی کرده بودند. آنها در کنار هم نمایش خیره کننده ای داشتند و تنها دو گل توانست از کنار آنها بگذرد.
او در سال 2006 به عنوان برترین بازیکن جهان معرفی شد. این دومین بار در تاریخ فوتبال بود که یک مدافع این عنوان را به دست می آورد. در سال 2010 او از دنیای فوتبال خداحافظی کرد
26. گرژگور لاتو
 |
ارائه بهترین بازی در یک جام جهانی کار فوق العاده ای است. حال اگر کسی بهترین نمایش ها رادر سه جام متوالی داشته باشد، در موردش چه باید گفت؟ این دستاوردی است که گرژکور لاتو در سه جام جهانی پیاپی به آن دست یافت.برای بسیاری از بازیکنان در جام جهانی اعصاب خورد کن است. لاتو نه تنها در این تورنمنت شرکت کرد، بلکه توانست با به ثمر رساندن 7 گل کفش طلای بازی ها را نیز به دست آورد. او تنها لهستانی است که به این مقام دست یافته است.او با به ثمر رساندن گل هایی برابر سوئد و یوگسلاوی به عنوان تأثیرگذارترین بازیکن شناخته شد. علی رغم شکست 1-0 برابر آلمان آنها توانستند برزیل را شکست دهند و به مقام سومی جهان دست پیدا کنند..
در جام جهانی 1978 آنها راه سخت تری برای فتح جام داشتند. ولی آنها توانستند برزیل و تونس را شکست دهند. در یکی از لحظات این تورنمنت او می توانست مهمترین گل دوران بازیگری اش را به ثمر برساند ولی واکنش تماشایی دروازه بان آرژانتین توپ را به بیرون فرستاد. این یکی از بدترین لحظات بازی او بود.
چهار سال بعد او ثابت کرد که هنوز بین بهترین ها قرار دارد و بار دیگر تیم اش را به مقام سومی جهان رساند. او در بسیاری از گل هایی که هموطن اش زبینیو بونیک به ثمر رساند نقش کلیدی و سازنده داشت. این جام نقطه پایان بازی های جهانی برای لاتو بود. او با به ثمر رساندن 10 گل و 7 پاس گل به کار خود خاتمه داد. علی رغم نمایش های دیدنی و عناوین متعدد بسیاری بر این باور هستند که او یکی از ناکام ترین بازیکنان جام است.
27. کارل هاینز رومنینگه
از جمله غول هایی که پا جای پای فرانتس بکن باوئر گذاشتند، کارل هاینز رومنینگه است. او مهاجم با کلاسی بود که استانداردهای آلمانی را بار دیگر زنده کرد. در سن 18 سالگی بایرن مونیخ این بازیکن را کشف کرد و بزودی توانست جای خود را در تیم ملی باز کند. بازی او در جام جهانی 1978 یکی از نقاط روشن بازی ها بود. تا سال 1982 او توانسته بود نام خود را در میان فوق ستاره های جام ثبت کند.
در سالهای 1981 و 1982 به عنوان برترین بازیکن اروپا برگزیده شد و یکی از کلیدی ترین بازیکنان آلمان غربی در جام ملتهای اروپا درسال 1980 بود. بسیاری از صاحبنظران او را به همراه مارادونا ستاره های بازی های 1982 می دانستند. علی رغم وجود آسیب دیدگی در زانو توانست در نیمه نهایی در برابر فرانسه به پیروزی برسد و در برابر شیلی هت تریک کند. رومنینگه بار دیگر در جام جهانی 1986 به میادین جهانی باز گشت و اینبار تا مرحله نهایی و بازی در برابر آرژانتین تیمش را همراهی کرد. آنها بازی فینال را با حساب 3-2 بازنده شدند ولی رومنینگه بازی با روحیه ای را به نمایش گذاشت و یکی از گل ها را به ثمر رساند.
او پس از خداحافظی از فوتبال به عنوان گزارشگر مشغول فعالیت شد و در نهایت به باشگاه بایرن مونیخ بازگشت. او در حال حاضر رئیس این باشگاه است.
28. ماریو کمپس
قبل از مارادونا آرژانتین کمپس را داشت. او یکی از بازیکنان پیشرو آرژانتین بود که برای اولین بار نام آرژانتین را روی نقشه جام قرار داد. او با وفاداری مثال زدنی گل های خود را تقدیم مردمش می کرد.
او که در سال 1974 در تیم ملی زیر 18 سال کشورش خوش درخشیده بود، به موقع به تیم ملی دعوت شد. ولی در آن سال آرژانتین نتوانست خودی نشان دهد و در اولین دور مسابقات برابر هلند حذف شد.
پس از جام 1974 او از باشگاه روزاریو سنترال به باشگاه والنسیا منتقل شد. در والنسیا به او لقب "El Matador" داده شد.
پس از موفقیت اش در باشگاه والنسیا بار دیگر برای مسابقات 1978 به تیم ملی بازگشت. آنها توانستند با پیروزی برابر مجارستان و فرانسه گام اول را محکم بردارند. او در دور بعدی با به ثمر رساندن 2 گل در برابر لهستان و 2 گل دیگر برابر پرو آرژانتین را روانه دیدار پایانی کرد.
دیدار پایانی دیدار انتقامی محسوب می شد و کمپس توانست با به ثمر رساندن 2 گل از سه گل تیم اش نقش تعیین کننده ای در پیروزی 3-1 تیم اش برابر هلند داشته باشد.
برد جام به ملت آرژانتین تعلق داشت که در آن زمان زیر یوغ استبداد دیکتاتوری زندگی می کردند. کمپس در مورد این برد گفت:" این برد چیزی بود که مردم آرژانتین به آن نیاز داشتند. این برد شور و هیجان را به مردم هدیه کرد."
کمپس می خواست با قهرمانی از میادین فوتبال خداحافظی کند. ولی بار دیگر در سال 1982 بازگشت تا پراهنش را به هم تیمی جوانش بدهد. آن جوان مارادونا بود.
ادامه دارد...
همچنين بخوانيد:
50 بازيکن برتر تاريخ فوتبال - قسمت اول
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0