آورده است چشم سیاهت یقین به من هم آفرین به چشم تو ، هم آفرین به من من ناگزیر سوختنم ، چون که زل زده ست خورشید تیز چشم تو با ذره بین به من یاران راستین مرا می دهد نشان این مارهای سرزده از آستین به من تا دست من به حلقه زلفت مزین است ، انگار داده است سلیمان نگین به من محدوده ی قلمرو من چین زلف توست از عرش تا به فرش رسیده ست این به من "علیرضا بدیع"
RSS
عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.