
قبول نیست ! این بار تو چشم بگذار ، من فراموشت می کنم …
فقط تا صد بشمار ، آهسته آهسته ؛ راستی ، من بازی را خوب نمی دانم !
خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را ؟
.
یه وقتایی آدم از روی دوست نداشتن از یکی فاصله می گیره و یه وقتایی از ترس وابستگی …
.
چه سخت است هم پاییز باشد
هم ابر باشد
هم باران باشد
هم خیابان خیس اما …
تو نباشی !
.
مشکلم اینه که با وجود این همه بازی تو دنیا ، بعضیا فقط میان سراغ احساسات آدما !!!
.
من آن گلبرگ مغرورم نمی میرم ز بی آبی
ولی بی دوست می میرم در این مرداب تنهایی
.
درویش کوچه های تنهاییم ، کاسه ی گدایی مرا ، سکه ی نگاه توکافیست
.
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شب های مستی
.
عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم
تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایی ام تنهاترین باشی
.
صخره ام ،هر قدر بى مهرى کنى مى ایستم.
.
اوج نیازقلب من دربه در نگاهته
آرامش درون من دیدن روى ماهته
.
خروار… خروار… واژه , فداى چشمان عسلگونه تو
.
بازیگوش بودم
اینکه تمام عمر مشق نام تو می کنم
تنبیه خداست
.
انگشتت فقط جاى یک حلقه دارد…دلت را دست به دست می کنى براى چه ???
.
علت بى خوابیم را چگونه بگویم وقتى یاد تو… از سقف اتاقم چکه می کند
.
هرکس جاى من بود،مى برید
اما من هنوز مى دوزم،چشم به امید….
.
توکه نباشی میان سر به راهی و رو به راهی هیچ کدام نیستم آواره ام تو که نباشی! آواره.
.
عاشق ترین مرد ؛
آدم بود !
که بهشت را به لبخند حوا فروخت … !!!
.
من ایما و اشاره نمیدونم … باید تمام قد رو به روم وایسی و بگی: دوست دارم
.
خسته شدم ازبس به آدمایی که میخوان جای تورو توی قلبم بگیرن گفتم: ببخشید اینجا جای دوستمه الان برمی گرده.
بیا دیگه…
.
ما نه آنیم که در بازى تکرارى این چرخ فلک،هرکه از دیده مان رفت ز خاطر ببریم.
.
خوشتر از قالی کرمان غزلی یافته ام ،نخ به نخ زیر قدم های تو انداخته ام
من همان قالی پا خورده خاک آلودم ، که دلم را به تمنای دلت بافته ام
.
در دفتردل یاد تو سرمشق من است ؛
یادم نرود یاد تو تکلیف من است .
.
عطر تنت را در شیشه های رنگی کوچک می فروشند و قسم می خورند تازه از آنسوی آب ها آمده ای …
قرار نبود وقتی قهر می کنی اینگونه دلت را به دریا بزنی و بروی …
.
تو رفتی . . .
انگار که من از اولش نبودم !
من ولی می مانم انگار که تو تا آخرش هستی !
.
گلبرگ ها هم مثل من خسته شدند از هر لحظه شمرده شدن و هر بار رسیدن به “دوستم ندارد”
.
چکه چکه جگرم شعری است بر زبان چشمانم …
مرا لخته لخته بخوان …
.
گرما یعنی نفس های تو ، دست های تو ، آغوش تو …
من به خورشید ایمن ندارم !!!
.
کسی که چشم به راهه از کسی که تو راهه خسته تره …
.
گفته بودم بی تو سخت می گذرد …
حرفم را پس می گیرم ، بی تو انگار اصلا نمی گذرد …
.
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد ، هیچ نشانه ی خاصی ندارد فقط با هر صدا برمی گردد . . .
.
بی تو تخت خواب ، تخت بی خوابی است …
.
زیاد خوب نباش
زیاد دم دست هم نباش
زیاد که باشی ، زیادی می شوی !
.
بی حس شده ام از درد ! از بغض !
فقط گاهی ، خط اشکی می سـوزاند صورتم را !!!
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0