هر وقت یه پستهی سربسته رو دوباره بندازی تو ظرف آجیل هر دفعه دستتو میکنی تو ظرف باید مطمئن باشی همون پسته تو دستته!
تنها کسی که همیشه شیشه رو آب میکنه میذاره تو یخچال تویی و تنها کسی که هر وقت میره سر یخچال آب بخوره شیشه ها خالین، باز هم تویی!
فردای روزی که برای ماشین CD میزنی، چندتا آلبوم و تک آهنگ خوب میاد بیرون
اگه دویست نفر هم تو اتاق باشه فرقی نمی کنه- سوسکِ بالدار صاف بال میزنه میاد میشینه رو سر و لباس تو!
قرار گرفتن تو ترافیک اونم پشت سر کامیون یا وسایل نقلیه سنگین رابطه مستقیم با قیمت ادکلنت داره!
مورفی دختر بچه ها :وقتی مامانت از دست بابات عصبانیه نده موهاتو شونه کنه!
شیر آب سرد فقط تو زمستون آبش یخه و شیر آب گرم فقط تو تابستون آبش جوشه!
از بین نوار زلزله و نوار نفت و گاز و نوار معادن سنگ، که از کشور ما میگذرند، ما فقط تاثیر نوار زلزله رو روی زندگیمون کاملاً حس میکنیم!
موهایی که کف حمام می چسبه محکم تر از موهای سره.
همیشه یه جای کار میلنگه که اصلا" جای خوبی نیست
دقیقا همان روزی که تصمیم داری آدم خوبی بشی سگتر از هر روزت میشی!
تهِ وجود همه لاتها و مردهای سبیل از بناگوش در رفته یه اواخواهری عجیبی نهفته ست!
هر شبی که تصمیم میگیری زود بخوابی که فرداش صبحِ زود بیدار شی ، همون شب از همهٔ شبها دیرتر میخوابی!
موقع خواب دوست نداری بخوابی، موقع بیدار شدن هم دوست داری همه چیزتو بدی ولی بیدار نشی!
مورفی وراثتی: بچه بیشتر از اینکه به باباش بره,به داییش میره!
اگه واسه غذا خوردن سفره بندازیم یه مولکول غذا هم رو سفره نمیریزه ولی امان از وقتی که سفره نندازیم!
همیشه اون لحظه ای که داری سیمکارتتو عوض میکنی یکی هست که به هر ۲ تا شمارت زنگ میزنه...!
میری مهمونی ، آهنگ میذارن خوراکِ باشگاه. میری باشگاه آهنگ میذارن خوراکِ مهمونی!
با ارزش ترین چیزها رو می شه توی کیسه ی جارو برقی پیدا کرد
وقتی حقت رو میخورن، قانون هیچ کاره ای نیست، اما فقط کافیه حق یکی رو بخوری، تمام مواد و تبصره های قانون بر علیهت استفاده میشن!
مورفی یعنی بدن پُرمو و سر بیمو !
میخوای از خیابون رد بشی .. تا خلوت میشه یه تاکسی فکر میکنه مسافری، میکشه کنار بوق میزنه راهتو می بنده!
اونی که مدال برنز می گیره، خوشحال تر از اونیه که مدال نقره می گیره
اشتباه در تایپ پسوورد معمولا در چند حرف آخر اتفاق می افته بطوری که نفهمی کجا اشتباه شده و مجبور شی همشو پاک کنی و از اول تایپ کنی
لبخند بزنید فردا روز بدتری است!!!!
در ترافيك گير كردهايد و احتمالا دير به يك قرار مهم ميرسيد. آنقدر اعصابتان خرد شده است كه فكر ميكنيد همه ماشينهايي كه در خطهاي ديگر هستند در حال حركت هستند و فقط شما در صفي از خودروهاگير افتادهايد كه اصلا و ابدا جلو نميروند. در يك تصميم ناگهاني با هزار مكافات صفتان را عوض ميكنيد اما دو ماشين كه جلوتر ميرويد باز هم ترافيك قفل ميشود. شانس بدتان را لعنت ميكنيد و هر چه از دهنتان در ميآيد ميگوييد. در اين لحظه باز هم فكر ميكنيد همه صفهاي خودروها در ترافيك در حال حركت هستند و شما باز در صف ماشينهايي كه حركت نميكنند گير افتادهايد. در همين لحظه است كه شما بهشخصه يكي از قوانين مورفي را كشف كردهايد! باور كنيد در قوانين مورفي همه چيز براساس بدشانسي و بدبياري است!
مورفي در آشپزخانه
پرونده اين شماره درباره قوانين مورفي است. اگر از قبل با اين قانون آشنا باشيد، يا بعد از خواندن اين پرونده، ممكن است فكر كنيد اين موضوع بيشتر به يك طنز شبيه است تا يك مطلب علمي روان شناسي. شايد هم درست فكر كنيد. به هرحال قوانين مورفي آن قدر كه مشهورند، از سوي صاحبنظران علوم مديريت و روان شناسي جدي گرفته نميشوند. ولي تئوريهاي اين چنيني، مثل قانون پاركينسون كه البته اين يكي كمي جديتر از قانون مورفي است و در شمارههاي آينده دربارهاش مطالبي خواهيم داشت، گاهي در مديريت و مخصوصا مديريت زمان به كار ميآيند.
صابون قوانين مورفي به تن همه ما خورده است. هميشه اتفاقهايي ناخواسته كه تا قبل از آن هيچ كس فكرش را هم نكرده بود، بروز ميكند و باعث اخلال در برنامهها ميشود. يك مثال ساده كه براي همه اتفاق افتاده: هر روز غذا ميخوريد و ذرهاي به روي لباستان نميريزد اما روز اولي كه لباس تميزتان را پوشيدهايد، سس غذا روي لباستان ميريزد! قانون مورفي در حالت كلي ميگويد: "اگر قرار باشد چيزي خراب شود، ميشود." و نتيجهاي كه بايد در مديريت از آن گرفت اين است: "برنامهريزي بايد داراي آنچنان ضريب اطمينان و امنيت كاري بالا باشد و تمام شرايط غيرمحتمل درنظر گرفته شود كه زور قانون مورفي به آن نرسد."
به اين جملهها دقت كنيد:
- هيچ كاري به آن سادگي كه بهنظر ميآيد نيست.
- تمام كارها بيشتر از آن چيزي كه شما فكر ميكنيد وقت ميگيرند.
- هر راه حلي كه براي مشكلات ارائه ميشود، خودش مشكلات جديدي بهوجود ميآورد.
خب. لازم به توضيح نيست كه اين قوانين چطور ميتوانند به برنامهريزي و مديريت كمك كنند. بازهم فراموش نكنيد همه ما در زندگيمان به قواعد مديريت نيازمنديم. چه كسي ميتواند ادعا كند كه مديريت يك خانه از مديريت يك وزارتخانه كم اهميتتر است؟! پس به همه خانمهاي خانهدار هم توصيه ميكنيم پرونده اين شماره را بخوانند.
تولد در پايگاه نيروي هوايي
سال 1949، پايگاه نيروي هوايي ادوارد، كاليفرنيا. اينجا جايي است كه سرگرد ادوارد مورفي همراه با گروه "استَپ" روي پروژه MX981 كار ميكنند. هدف اين پروژه تعيين مقاومت انسان در برابر سقوط ناگهاني است و سرگرد ادوارد مورفي بهعنوان مهندس توسعه در فنون اندازهگيري با دكتر استپ دوست و همسايه قديمياش در اين پروژه همكاري ميكند. اين آزمايش روي يك واگن كه موشكي براي سرعت گرفتن و چندين ترمز هيدروليك براي ايستادن روي آن سوار شده بود انجام ميشد. سروان استپ يكي از داوطلبهاي انجام اين آزمايش بود اما عدهاي به دقت دستگاههايي كه ميزان نيروي وارد شده به استپ را اندازه ميگرفتند شك داشتند. سرگرد مورفي پيشنهاد ميكند براي اين منظور از يك كششسنج الكترونيكي كه به واگن متصل ميشد استفاده شود. دستيار آقاي مورفي اتصالات اين دستگاه را به واگن انجام داد و آزمايش با يك شامپانزه انجام شد. ادوارد مورفي متوجه ميشود كه دستيار خنگش همه سيمهاي حسگر را اشتباه وصل كرده و به اين خاطر حسابي عصباني ميشود. در اوج عصبانيت جناب مورفي جملهاي ميگويد كه بسياري آن را تولد قوانين مورفي ميدانند. او درباره دستيارش گفت: "اگر يك راه براي خراب كردن چيزي وجود داشته باشد، او همان يك راه را پيدا ميكند".مورفي آنقدر از اين موضوع شاكي شد كه با وجود پيشنهاد اعضاي گروه براي اصلاح پروژه و انجام دوباره آزمايش، او پايگاه نيروهاي هوايي ادوارد را به خاطر اين مسئله ترك كرد. جمله مورفي خطاب به دستيارش در ميان اعضاي گروه به اين صورت خلاصه شد: "هر چيزي كه بتواند خراب شود، خراب ميشود."
از حرف تا ضرب المثل
عدهاي از افراد اين پروژه كه از رفتن مورفي از گروه به خاطر يك مسئله پيش پا افتاده شاكي بودند براي مسخره كردن بدبينيهاي مورفي نام او را روي اين قانون گذاشتند اما نشست خبري دكتر جان پائول استپ ناگهان قوانين مورفي را به ميان مردم برد.اين سرهنگ نيروي هوايي در اين نشست با خبرنگاران اعلام ميكند كه ضريب امنيتي خوب اين پروژه تحقيقاتي مديون اعتماد كامل آنها به قوانين مورفي است! درحاليكه خبرنگاران از شنيدن نام ناآشناي قوانين مورفي چشمهايشان گرد شده بود، جناب استپ ميگويد: "براساس اين قانون، تمام شرايط نامحتمل براي شكست پروژه را درنظر گرفتيم و به همين خاطر توانستيم با كمترين خطر به موفقيت برسيم." اين نشست خبري جنجالي بهصورت ناگهاني باعث ميشود كه قوانين مورفي در ميان مردم مشهور شود. كارخانههاي توليدكننده تجهيزات هوايي در تبليغات خود براي نشان دادن ميزان امنيت محصولاتشان از اين جمله استفاده كردند و بهتدريج جمله ساده ادوارد مورفي تبديل به يك ضربالمثل معروف در فرهنگ غرب شد كه تا امروز هم باقي مانده و هنوز پرطرفدار است.
مورفی در زندگی شما چه می گوید؟
اگر در توده يا كپهاي بهدنبال چيزي بگرديد، چيزي كه بهدنبالش هستيد در ته آن قرار دارد.
هيچ كاري آنطور كه بهنظر ميرسد ساده نيست.
لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر خواهد شد.
وقتي در ترافيكگير كردهاي خطي كه تو در آن هستي ديرتر راه ميافتد.
هر كاري دو برابر آنچه بايد وقت ميبرد؛ مگر اينكه آن كار ساده بهنظر برسد كه در آن صورت سه برابر وقت ميگيرد.
هر چيزي كه بتواند خراب شود خراب ميشود؛ آن هم در بدترين زمان ممكن.
اگر چيزي را در برابر حماقت احمقها مقاوم بسازي، احمق باهوشتري پيدا ميشود و كارت را خراب ميكند.
درصورتي كه شانس انجام درست يك كار 50-50 باشد، احتمال غلط انجام دادن آن 90 درصد است.
اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حركت ميكنند؛ مگر آنكه شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفتهاند.
اگر بهنظر ميرسد همه چيزها خوب پيش ميرود حتما چيزي را از قلم انداختهاي.
احتمال بد پيش رفتن كارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
هر وقت خودت را براي انجام دادن كاري آماده كردهاي ناچار ميشوي اول كار ديگري را انجام دهي.
اشياي قيمتي اگر سقوط كنند در مكانهاي غيرقابل دسترسي مثل كانال آب ميافتند.
80 درصد امتحانات پايان ترم براساس كلاسي است كه در آن غايب بودهاي.
وقتي قبل از امتحانات نكات را مرور ميكني، مهمترينشان ناخواناترينشان است.
هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده، روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد.
هرگاه چيزي را دور بيندازيد، به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد.
هروقت كه دستتان روغني باشد نوك دماغتان شروع به خارش خواهد كرد.
هرگاه كفش نو را براي نخستين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهند گذاشت!
قوانين اوليه مورفی چیست؟
هيچ كاري به آن سادگي كه بهنظر ميآيد نيست.
تمام كارها بيشتر از آن چيزي كه شما فكر ميكنيد وقت ميگيرند.
چيزي كه ممكن است خراب شود، خراب ميشود.
اگر احتمال خراب شدن چند چيز وجود داشته باشد، آن يكي خراب ميشود كه بيشترين خسارت را بزند.
زندگي در نيمه خالي ليوان
واقعيت اين است كه همه قوانين مورفي از روي بدبيني ساخته شدهاند. شايد هم يك دليل مشهور شدن اين قوانين اين بوده است كه غربيها آن را بهعنوان يك مسكن براي بدبياريها و بدشانسيهايشان شناختهاند و احساس ميكنند استفاده از اين قوانين حتي بهعنوان شوخي ميتواند براي چند دقيقهاي دلشان را خنك كند!
قوانين مورفي اكنون آنقدر زيادند كه حساب و كتابش از دست همه خارج شده است اما حداقل ميشود به معروفترين آنها نگاهي انداخت تا زندگي در نيمه خالي ليوان را تجربه كرد. احتمالا شما با خواندن اين قوانين احساس ميكنيد خيلي از آنها را تجربه كردهايد. نگران نباشيد شما بدشانس نيستيد بلكه اين قوانين هستند كه از روي بدبينيها و عقايد مردم در زندگي روزمره ساخته شدهاند.