عصر عصرتنهاييست،
نگاه كه كني مي بيني همه ترجيح مي دهند صندلي جلوي تاكسي بنشينند،
همه تلاش مي كنند آهنگ هاشان را تنهايي گوش بدهند،
هيچكس دوستي را براي هميشه اش نگاه نمي دارد چون اينجورچيزها تاريخ مصرفشان گذشته،
وسيله هاي آشپزخانه ها نيازي به مادر ندارند و دوربين هاي عكاسي نيازمند كسي نيست كه بتواند
بگويد سه،دو،يك..
خودت نگاه كن ميب يني سلفي ها و مونوپادها چقدرخوب تنهايي را حفاظت مي كنند تا مجبورنشوي از
رهگذري در پارك خواهش كني پرتره ي زيبايي از دوستي هايتان رسم كند و مجبور نشوي لبخندي از
اجبار تحويلش بدهي...
چون نه دوستي هست نه رهگذري،همه ي رهگذر ها درحال چك كردن پيام هستند،
هركدام از سرنشينان تاكسي آهنگي را به تنهايي گوش مي دهند،
اگر خدايي ناكرده روزي از اجبار سوالي از كسي پرسيدي حتما بابت خدشه دار شدن حريم وسيع
تنهايي اش مفصل عذر بخواه،
يادت باشد آن چند نفري كه هنوز دوروبرت هستند را نپراني،
مراقب دوستی هایمان باشیم...