مشاوره،اجراء و نظارت -----ISSR,SSQR,ISO9001,IATF16949
شعر زیبای گل سرخ و بلبل (خزان) از فریدون مشیری
تاریخ : چهارشنبه 10 مرداد 1397
نویسنده : rmzirn

متن کامل شعر زیبای خزان که به شعر گل سرخ و بلبل نیز معروف شده است از شاعر معاصر ایرانی فریدون مشیری

شعر گل سرخ فریدون مشیری


متن کامل شعر زیبای خزان که به شعر گل سرخ و بلبل نیز معروف شده است از شاعر معاصر ایرانی فریدون مشیری

شعر گل سرخ فریدون مشیری
شعر گل سرخ فریدون مشیری

در گلستانی هنگام خزان
رهگذر بود یکی تازه جوان

صورتش زیبا قامت موزون
چهره اش غمزده از سوز درون

دیدگان دوخته بر جنگل و کوه
دلش افسرده ز فرط اندوه

با چمن درد دل آغاز نمود
این چنین لب به سخن باز نمود

گفت آن دلبر بی مهر و وفا
دوش می گفت به جمع رفقا

در فلان جشن به دامان چمن
هر که خواهد که برقصد با من

از برایم شده گر از دل سنگ
کند آماده گلی سرخ و قشنگ

چه کنم من؟ که در این دشت و دمن
در همانجا به سر شاخه ی بید

بلبلی حرف جوان را بشنید
دید بیچاره گرفتار غم است

سخت افسرده ز رنج و الم است

گفت باید دل او شاد کنم
روحش از قید غم آزاد کنم

رفت تا بادیه ها پیماید
گل سرخی به کف آرد شاید

گل سرخی نبود وای به من
جستجو کرد فراوان و چه سود

که گل سرخی در آن فصل نبود
هیچ گل در همه گلزار ندید

جز یکی گلبن گلبرگ سپید
گفت ای مونس جان یار قشنگ

گل سرخی ز تو خواهم خون رنگ
هر چه بایست کنم تسلیمت

بهترین نغمه کنم تقدیمت .
گفت ای راحت دل ای بلبل

آنچنانی که تو می خواهی گل
قیمتش سخت گران خواهد بود

راستش قیمت جان خواهد بود
بلبلک کامده بود آن همه راه

بود از محنت عشق آگاه
گفت برخیز که جان خواهم داد

شرف عشق نشان خواهم داد
گفت گل سینه به خارم بفشار

تا خلد در دل پر خون تو خار
از دلت چون خون بر این برگ چکید

گل سرخی شود این برگ سپید
سرخ مانند شقایق گردد

لاله گون چون دل عاشق گردد
تا سحر نیز در این شام دراز

نغمه ای ساز کن از آن آواز
شب هوا خوش همه جا مهتاب است

اینچنین آب و هوا نایاب است
بلبلک سینه ی خود کرد سپر

رفت سر مست در آغوش خطر
خار آن گل همه تیز و خون ریز

رفت اندر دل او خاری تیز
سینه را داد بر آن خار فشار

خون دل کرد بر آن شاخه نثار
برگ گل سرخ شد از خون دلش

مهر بود آری در آب و گلش
شد سحر بلبل بی برگ و نموا

دگر از درد نمی کرد صدا
جان به لب سینه و دل چاک زده

با ل و پر بر خس و خاشاک زده
گل به کف در گل و خون غلط زنان

سوی ماءوای جوان گشت روان
عاشق زار در اندیشه ی یار

بود تا صبح همانجا بیدار
بلبل افتاد به پایش جان داد

گل بدان سوخته ی حیران داد
هر که می دید گمانش گل بود

پاره های جگر بلبل بود
سوخت بسیار دلش از غم او

ساعتی داشت به جان ماتم او
بوسه اش داد و وداعی به نگاه

کرد و برداشت گل افتاد به راه
دلش آشفته بود از بیم و امید

رفت تا بر در دلدار رسید
بنمودش چو گل خوشبو را

دخترک کرد ورانداز او را
قد و بالای جوان را نگریست

گفت افسوس پزت عالی نیست
گرچه دم می زنی از مهر و وفا

جامه ات نیست ولی در خور ما
پشت پا بر دل آن غمزده زد

خنده بر عاشق ماتم زده زد
طعنه ها بود به هر لبخندش

کرد پرپر گل و دور افکندش
وای از عاشقی و بخت سیاه

آه از دست پری رویان آه


|
امتیاز مطلب : 29
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آخرین مطالب

/
بسم الله الرحمن الرحیم، وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ♥♥♥♥♥ اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد ﷺ وَ آلِـ مُحَـمَّد ﷺ وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم ♥♥♥♥♥ به نام خدایی که ماهی کوچک قرمز را محتاج دریای بی کران آبی کرد... ♥♥♥♥♥ رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا (80/اسراء) پروردگارا ! مرا در هر کاری به درستی وارد کن و به درستی خارج ساز واز جانب خود برایم حجتی یاری بخش پدید آور ! ♥♥♥♥♥ اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ♥♥♥♥♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ *(۲۵۵)* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *(۲۵۶)* اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ *(۲۵۷)*..... صدق الله العّلی العّظیم ♥♥♥♥♥ اللَّهُمَّ صَلِّ علی ، علی بْنِ موسي الرِّضَا مرتضي الامام التَّقِيَّ النَّقِيَّ وَ حُجَّتِكَ علی مِنْ فَوْقِ الارض وَ مَنْ تَحْتِ الثري الصِّدِّيقُ الشَّهِيدُ صلاه كَثِيرُهُ تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كَأَفْضَلِ ماصليت عَلَيَّ أَحَدُ مِنْ اوليائک... پرودگارا، ‌ بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌ درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي. ♥♥♥♥♥ خیالت راحت ! من همان منم ؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم اما به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد.. ♥♥♥♥♥ سکوتم را نکن باور..... من آن آرامش سنگین پیش از مرگ توفانم..... من آن خرمن ..... من آن انبار باروتم...... که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر.... ♥♥♥♥♥ 09141050409

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران