ساعت مچی به درد کسی میخوره که نگران دیر رسیدن یکی باشه ، واسه ما اضافه وزن محسوب میشه !
مزخرف ترین قسمت خریدن یه گوشی اینه که باید اون شبی که گوشی رو میخری تا صبح بزاریش توی شارژ !
اصلن مگه خوابت میبره اون شب
“دعای یک دختر”
خدایا این امید رو از من نگیر …
همینطور امیر و حسام و هادی رو !
سپهر رو که بگیری میمیرم ، یه آرش هم هست پا نمیده ، جورش کن ، خدایا شکرت
هرگز نگران اینکه قلب مردی را شکسته ای نباش ، در بدترین حالت فقط کمی رگ به رگ شده است و یک روز بعد دوباره مثل ساعت کار می کند
........
علت بی خوابی ام را چگونه توصیف کنم ، وقتی پای طرح مکالمه رایگان ایرانسل در میان است !
خدایی نیروی جاذبه ای که بین من و اینترنت هست بین قطب های مثبت منفی آهنربا نیست
یعنی با پای خودم میام با چرثقیل بر می گردم
دقت کردین ؟
دخترا که لاغر شن همه میگن شده مثه باربی
پسرا که لاغر شن همه میگن معتاد شده
یکی از بدترین لحظات زندگی موقعیه که وقتی یه برنامه نصب میکنی تموم که میشه پیام میده سیستم رو ری استارت کنید !
........
داشتم با تبلت پسر عموم “Angry Beards” بازی می کردم ! بابام اومد بغلم نشست ، یه سری تکون داد زیر لب گفت : “آخرشم کفتر باز دیجیتالی شد”
از خدا میخوام اگر قراره منو از دنیا ببره ۱۰ دقیقه قلبش منو خبر کنه !
بتونم هارد کامپیوترم رو فرمت کنم وگرنه واسم ختم نمیگیرن !
همینجوری پیش بره ، بهترین مکان واسه تبلیغات ، چاپ روی ساپورت میشه !
دختره اسمشو توی پروفیالش گذاشته R R R
بهش گفتم یعنی چی ؟ !
گفت خنگول ، ستاره دیگه !
روزگاری شده که وقتی از آغوش عشقت میای بیرون ، باید یه زنبیلی بذاری که کسی جاتو نگیره
ایرانی جماعت یه جور از جمعه و بعد از ظهراش آه و ناله میکنه انگار باقی روزای هفته تو سواحل هاوایی در حال خوش گذرونین !
غمگین تر از این هم هست که کسی رو که دوست داری نبوسی ؟
آره ، کسی رو که دوست نداری ببوسی !
مورد داشتیم طرف با یه کیلیپس درد و دل میکرده یهو دیده زیرش یه دختر قایم شده !
ضدحال بزرگ برای مادر اینه که ۹ ماه باردای رو تحمل کنه بچه که بدنیا اومد شبیه عمش بشه
......
لباس اتو کردن پسرا :
شلوار که اتو نمیخواد ، پایین پیرهنم که میذارم تو شلوار ! آستین رو هم کسی اتو نمیکنه ! پشتشم تو خط واحد لم میدم به صندلی صاف میشه !
.....
یکی از فانتزیام اینه که سوار اتوبوس باشم ، یکی با عجله سوار بشه و کارتش شارژ نداشته باشه بعد هی دنبال یکی باشه که براش کارت بزنه و بعد برسه به من ، منم دستمو بکنم تو جیبمو کارتمو در بیارم بدم بهش که کارت بکشه ، بعد من همون موقع ایستگاه پیاده شمو کارتمم ازش پس نگیرم و اون داد بزنه حداقل اسمتو بگو ؟
منم محل ندمو تو عمود محو شم ! (پ ن پ افق دیگه جا نداره)
....
یعنی روان پریش تر از اونی که ساعت ۶ صبح داد میزنه : “آی بدووو هندونه به شرط چاقو !” همسایه ی ماست که براش چایی میبره گلوش تازه شه !
یکی از فانتزیام اینه که اگه این ترم مشروط شدم و بابام گفت چرا ؟ دستشو میگیرم میبرم دانشگاه ردیف آخر میشینیم ، بعد کلیپسای شصت سانتی این دخترارو نشونش میدم میگم چیزی رو تخته میبینی ؟ تو بودی مشروط نمیشدی ؟ از خدا بترس !
بعد یه سیگار روشن میکنم با بغض و مظلومانه میرم سمت غروب آفتاب و تو افق ناپدید میشم !
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10