مورد داشتیم پسره هدفش از مدرسه رفتن فقط این بوده که یاد بگیره اسم و فامیلیشو بنویسه ولی از ترس سربازی الان در حال کار روی پایان نامه دکترای تخصصیشه !
جمع مذکر سالم !
اصن مگه همچین چیزی ممکنه ؟
زنها برای عاشق شدن به ۳ چیز نیاز دارن :
اعتماد
محبت
عشق و علاقه و صداقت و پول و کیف و کفش و ماشین و گل و …
آدم باس یکی داشته باشه آخر شب بهش اس بده بگه : تو مال کی هستی ؟
اونم بگه : مال تو روانی بگیر بخواب
میدونی چرا با ازدواج دین کامل میشه ؟
چون تا قبلش فکر میکنی دنیا بهشته ، اما بعدش به جهنم هم معتقد میشی
مخاطب خاص است دیگر …
گاهی دوست دارد مخاطب عام شود !
خمیازه پیغامی است از بدن انسان که اعلام می کند ۱۰% از باتری باقی مونده !
......
به سلامتی پسری که داشت پاستیل میخورد یهو یادش اومد عشقشم پاستیل دوست داره ، از دهنش در آورد گذاشت تو پاکتش تا ببره براش
گفتگوی عادی هنگام پارک کردن ماشین در ایران : چقدر تا ماشین عقب فاصله دارم ؟
نمیدونم ، بخوره صدا میده دیگه
به سلامتیه موتور سواری که کلاه کاسکتشو داد به دوست دخترش تا اگه بقیه دوست دختراش دیدنش بتونه بگه خواهرم بود
دختر : مامان من نیاز به هوای تازه دارم ، میشه برم بیرون قدم بزنم ؟
مامان : برو ، ولی به اون هوای تازه ات بگو تا دو ساعت دیگه باید تو رو بیاره خونه !
میگن هیچ عشقی توی دنیا مثل عشق اولی نیست !
بیخود کرده هرکی این حرفو زده !
اتفاقا هرچی جلوتر میری به موارد بهتری بر میخورید
.....
سلامتی دختری که ۳ نصف شب زنگ زد به عشقش …
دید اِشغاله ، نه ناراحت شد نه غصه خورد ، زنگ زد به اون یکی عشقش !
عصر عصر ارتباطاته ، والااا
دختر است دیگر …
نتیجه ی سونوگرافی رو میگم ، چیه همش دوست دارین برای دخترا حرف درست کنین
......
دنبال یه دختر خوب میگردم که سر به زیر ، با شخصیت ، چشم پاک و خونواده دار باشه ، نه برا ازدواج خدا به سر شاهد ، میخوام ببینم اصن چه شکلیه
عشق اگه عشق باشه …
پسورد که سهله ، قسمت کِرِم دار بیسکوئیتمو ، گوجه سبزامو و ته دیگ ماکارونیمم بهش میدم !
این روزا همه آرزو داریم بچه هامونو بغل کنیم ، خدایا بفرست اون شریک گور به گور شده رو که معلوم نیست کجا مونده که بچه هامون بی مادر و بی پدر نمونن زودتر متولد شن
جواب ایرانی ها به اس ام اس یه ناشناس :
دهه پنجاهی : حتما اشتباه فرستاده
دهه شصتی بعد چند بار تکرار : شما ؟
دهه هفتادی : هنوز عرق پیام خشک نشده u ؟
دهه هشتادی : کدوم یکی هستی ؟
اینطور پیش بره نودی ها شماره ناشناس ندارن !
جناب سعدی فرموده بودند :
بر احوال آن مرد باید گریست
که دخلش بود نوزده ، خرج بیست !
.
.
.
که اگه الان بود باید میگفت :
بود حال و احوال آن مرد زار
که دخلش ریال است ، خرجش دلار
--
دیروز را دانسته آمدیم
امروز ندانسته عاشقیم
وفردا روزرا....ای رند مانده بر دوراهی دریا و دایره
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0